اولین باری بود که با دقت می دیدمش ، تو چشماش اشک بود ولی صورتش خشک بود ............. خواسم ازش چیزی بپرسم دیدم داغون تر از اینکه بخواد جوابمو بده .......صورت گردی داشت ، به صورتش یه چهره شاد میومد به نظر میومد همیشه لبخند داشته باشه ...... نمی دونسم چیه که این جوری پریشونش کرده ...... دوباره با دقت نگاش کردم ........ تو چشماش و نگاه کردم ...... دیدم دلش گرفته بود ، خسته بود ، می خواست بجنگه ...... ولی با چی ؟؟ با کی ؟؟ .........میگف خیلی وقتا می خندم واسه اینکه غم درونم رو نشون ندم ولی خنده ای نیس ...... میگف می خوام سعی کنم دوباره بشم خودم ولی خودمی نیس ....... می خوام دردم و به کسی بگم ولی کسی نيس ....... می خوام اشک بریزم ولی اشکی نيس ....... گفتم به من بگو خوب ....... با من حرف بزن ......... چشمهاش و بست ...... دوباره نگام کرد ....اومد بهم بگه اینو از تو چشماش خوندم ......... ولی یه دفعه افتاد زمین .... هر تکه صورتش رفت یه جا ...... خواسم بلندش کنم ولی دستم زخم شد ..... دلم گرفت ، یه قطره اشک اومد از چشمام و ریخت رو ی چشماش ، کاش تونسته بود با من حرفی بزنه..... می خواستم ببینم کی این کارو باهاش کرد ، کی پرتش کرد رو زمین ، کی تکه تکش کرد ........ ولی .........................................................
اينه ميشكنه يكي ديگه جايگزينش ميشه اميدوار باش كه اون چيز هايي كه توي اينه معكوس ميشه نشكنه..............خيال
Posted by: khial at June 13, 2004 10:43 AMخيلي جالب نوشتي ولي نميدونم چرا به تو نمي ياد كه اينقدر رمانتيك باشي ولي به هر حال موفق و پيروز باشي
Posted by: nili at June 13, 2004 11:25 AMدستت درد نكنه خيلي خيلي خيلي جالب نبودندي.
آقا پايه تبادل لينك هستي؟
جالب ناك بود
داري كم كم نويسنده ميشي
ايول
ولي واقعا دلت از چي گرفته بود ؟
من ميدونم؟
باي
هيچوقت دلتنگ نباشي
بيرون شكسته اما درونش سالمه تو عمقش نفوذ كن .
Posted by: mehrnoosh at June 13, 2004 02:31 PMسلام...
چه خبرا ديگه...؟
خيلي قشنگ بود...
Posted by: علی at June 13, 2004 03:33 PMآه اي آينه كه مي روي به سويش از جانب من ببوي رويش .
چقدر رمانتيك تو هم كه حساس !
دستت هم خون اومده ريخته اينجا . حالا من بايد بشورم اينجا رو .
حواست باشه اون طرف نري خورده هاش مي ره تو پات .
خوشال باشي
20
Posted by: FreeLife at June 13, 2004 09:32 PMسلام :
خيلي خووووووووووووووووووووووب بود <D = به شزطي كه دلتنگ نباشي.
باباي. ×-:
ببينم كار خودت بود ?-:
Posted by: I_|2_A_Navid at June 13, 2004 11:39 PMسلام. خوشبختم. من هنوز مطب نزدم يه 4 سالي صبر كن بعدش بيا پيشم ؛)
Posted by: دامپزشک کوچولو!! at June 14, 2004 12:56 AMايشالو سرفرصت افلاين ميخونم :)
Posted by: amin at June 14, 2004 02:08 PMghashang bood
khosham oomad
naghola khoobam minvisiya yavashaki
;)
آينه هم بد چيزيه ها ...
Posted by: zero cool at June 14, 2004 11:36 PMجالب مينويسي/
Posted by: vinchenzo at June 15, 2004 11:46 AMبه جمع ما نمي پيوندين؟! صفحه ي «شيرازي ها» در حال عوض گيري هست.. اگه مايل بودين لينکِ سايت يا وبلاگِ خودتون (يا دوستانتون) رُ به اين صفحه اضافه کنين ! ممنون :)
Posted by: Mehdi HE at June 15, 2004 11:57 AMسلام . . . جالب بود . . . راتسي لينكت رو امروز اضافه كردم . . .ببهشيد دير شد . . . موفق باشي . . . . آزاد
Posted by: Azad Yasamin at June 15, 2004 11:55 PMخيلي قشنگ بيد.... اين سرح حال منم هستش!
Posted by: i3lue at June 17, 2004 01:47 PMdokhmaroo dare inja ro keshide paeen rafte khoonashoon :P
Posted by: khafan at June 18, 2004 08:53 AMsalam.
ziba bood kabab shodam ...
saghar migama hala in ki bood manzooert ke khodet naboodi ?
manam update kardam sar bezan
bye
سلام ممنون كه پيشم اومدي ...
Posted by: پوپك at June 18, 2004 11:06 PMنازم هواي فارس كه از اعتدال آن ... بادام بن شكوفه مه بهمن آورد ...{ سعدي شيرازي }
Posted by: پوپك at June 18, 2004 11:10 PMسلام...
اما خودمونيما چه حس زيبايي داشتن..
من كودوم هستم ؟
http://asia.profiles.yahoo.com/eli_hadijafari
جالب بود..بسي خوشمان آمد
Posted by: ژینوس at June 19, 2004 11:22 PMشكست يا شكسته بود؟! شكونديش يا شكستن ؟!
Posted by: NoBody at June 25, 2004 02:56 AM