June 20, 2004

عمل ، اونم چه عملی ......

خوب خوب خوب
یه چند روز در دسترس نبوده بودم اوهم دلیلش ای بود که یهو دیونه شدم رفتم زیر تیغ جراحی .... چیشتون روز بد نبینه جونوم براتون بگه که لوزه هوی من شده بود عینوهو جیگر زلیخا ( البت ای دقیقا اصطلاح خود شخص شخیص دکتر بود ) اینقده گنده شده بود که ای زبون کوچیکی مارو هم به خودش چسبونده بود بعد دیگه رفتم تو کار ه عمل و اینا که اگه بخوام دقیقا بگمتون چه بر سرم آوردن خیلی طول میکشه واسه همین خلاصه میگم ، و روز شه سنبه ( 3 شنبه ) مارو بردن تو اتاق و یی آدم خریم هی میومد میگف میترسی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من میگفتم نه دوباره 2 ثانیه بعد میومد میگف میترسی ، نه ؟؟ و من می فرمودم نه واین کارو دقیقا 6 بار تا لحظه ای که بیهوش شدم انجام داد ( می تونسم بکشمش ) تا اینجاش که عامو خوب بود چیشتون روز بد نبینه تازه از بعد بهوش اومدن اول بدبختیم بود ، اول که بهوش اومدم فک کردم تو سرد خونم خدا وکیلی هی خودم و تکون می دادم مث دیوونه ها ، خلاصش که آخرش ای بود که می خواسن مارو 2 روز 1 شب نگه دارن ولی من اصلا نمی موندم و اومدم خونمون ، ولی خیلی بد بودددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد من شکمو فقط آب می خورم چون چیزای دیگه از گلوم پایین نمیره ، نخوردن ، حرف نزدن ، جون نداشتن ، تحرک نداشتن ،...... = مردن دیگه ، اونم من که همش دارم فعالیت می کنم ، برگشتم به دوران طوفولیت دیروز بهم سرلاک داده مامانم ، از امرو فرنی هم می تونم بخورم از 2 روز دیگه هم کته ماست نرم ........ آخی حیف این چربیام که 20 سال همه جوونیم رو گذاشتم روش :(( ، چه کنیم دیگه باید ادامه بدم.................... من می تونمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم ................ ولی خدا وکیلی من فک میکردم از عصر همون روز می تونم راه بیفتم الان که 5.6 روز گذشته هنوز بی حالم دکتر هم که میگه 10 روز استراحت کامل آخه آدم پوسیدگی مفرط پیدا می کنه ........... خلاصه و جمع بندی به قول مارمولک گفتنی خوار و مادرم رو با هم وصلت دادن ...................

راسی با تشکر از بروبچی که مارو تحویل گرفتن الی گلی ، دکتر مجتبی خواجو ، سنجاقک ، دکتر + و بقیه دوسام که شما نمیشناسین....

زت زیاد ، ساغر بی لوزه

Posted by Saghariii at June 20, 2004 7:55 PM
Comments

ايشالو هر چي زودتر خوب بشي ... من كاكو امروز تصميم گرفتم دكتر بشم
تخصص هم بخونم ... باشد كه برم خارجه و بتونم بشم

Posted by: امين at June 20, 2004 8:05 PM

ساغر جون ناراحت چربيات نباش عزيزم بعد از اينكه خوب خوب شدي من مطمئنم حسابي خودت جبران ميكني اينه كه زياد غصه نخور چربيات به زودي زود برميگرده.

Posted by: nili at June 20, 2004 8:15 PM

ها عامو زودي خوب شو كه بيويم خواستگاريت ديگه! راستي ديروز پيش دايي(؟) مسعود بودم!!!!!! دلم براش تنگ شده بود و اين حرفا.......بقيش بي ناموسيه!

Posted by: ماهی دودی at June 20, 2004 8:17 PM

سلام...عزيز....خدا بد نده...زود خوب ميشي ناراحت نباش ...ناناز...مرسي به من سر زذي

Posted by: faramarz at June 20, 2004 8:33 PM

اميدوارم هر چه زود تر سلامت كامل پيدا كنيد

Posted by: zero cool at June 20, 2004 9:47 PM

سلام
خوشالم كه باز تونستي بنويسي
ايشالا تو كوه بازم پارس كني !!!!؟؟؟
باي

Posted by: اميرآبادي at June 21, 2004 1:45 AM

اه اه اه...اعصابمو خورد كردي....چه بد شد زنده موندي...

Posted by: رضرا موتوری at June 21, 2004 11:35 AM

امروز نهار چلو مرغ داشتيم ...
كلي دعا كردم براي اونايي كه توانايي لذت بردن از اين نعمات رو ندارن
...

Posted by: FreeLife at June 21, 2004 1:02 PM

بابا دو تا لوزه كه اين حرفا رو نداره

Posted by: amir at June 21, 2004 1:24 PM

كاش مرده بودي آشغال

Posted by: nasim at June 21, 2004 6:52 PM

اميدوارم هر چه زودتر خوب شي و شروع كني به خوردن غذاهاي چرب و چيلي كه روغن هم ازشون ميچكه!!

Posted by: arta at June 21, 2004 7:42 PM

اي بي لوزه قدر نشناس! دفعه بعدي اگه دستت رو هم قطع كردن من يكي باهات كاري ندارم!!!

Posted by: حامین at June 21, 2004 8:42 PM

سلام . . . اشالا كه الان خوبي . . . اتفاقاَ منم بچه كه بودم ميخواستن لوزم رو عمل كنن . . . . چون زياد آنژين ميشدم . . . ولي مامانم نذاشت و گفت كه سيستم دفاعي بدنت ضعيف هست . . . ضعيف تر هم ميشه (خنده) . . . . در هر صورت به جمع بي لوزه ها خوش آمدي . . .

Posted by: Azad Yasamin at June 21, 2004 10:39 PM

قربونت برم كه اينقدر خري . ولي بجاش نميدوني تو اين چند روز خوردن چه حالي داده چون تا قبلش به ما كه چيزي نميرسيد.خيلي دلير شدم نه !!!!

Posted by: seri at June 22, 2004 10:02 AM

سلام به نظر ميرسه خودت هم مثل بلاگت زيبا باشي سا غر جان اگر تبادل لينك ميكني به من يه سر بزن ............مارلين منسون

Posted by: مارلين منسون at June 22, 2004 1:07 PM

اميدوارم زودتر خوب شي. آدرس مي دادي بيايم عيادت خانوم گل:)

Posted by: Elham at June 23, 2004 3:08 AM

من دير اومدم وگرنه به دكترت مي گفتم كه تا دستش تو كاره يه ذره از زبونت رو برداره پيوند بزنه به مغزت

Posted by: elham_binam at June 23, 2004 10:59 AM

كامنت الهام بي نام از همه كامنتاي ديگه با حال تر بود
يعني درست ترين حرف بود !!!
ايول الهام
باي

Posted by: amirabadi at June 23, 2004 6:18 PM

سلام ساغر جون چطوري؟
خوبي ؟ بهتري ؟ ببخشيد ساغر جون من اصلا نمي دنستم كه تو اينهمه بل ملا سرت اومده روم سياه بشه ايشالو خوب حالا بهتري ؟
اشالو كه زود خوب بشي خيلي مراقب خودت باش
در ضمن با غصه خوردن وضع ممملكت ما درست نمي شه وقتي كه همه نشسيم هيچ كاري نميكنيم وضع مملكت همينه اختلاف طبقاتي بيداد ميكنه فقط يك مشت آدم هيچي نفهم مععلوم نيست از كجا اومدن و سرو كله اشون پيدا شده كي بودن وچيكاره بودن همه چيو دستشون گرفتن واي ببخشيد مثل اينكه زيادي حرف زدم راستي وبلاگتم ديدم دستت درد نكنه به كارت ادامه بده قربونت برم بايييييييييييي

Posted by: shima at July 15, 2004 9:55 PM