نمی دونم باید از مرد 60 ساله ای که به یه دختر بچه 4 ماه تجاوز کرده عصبانی بشم ......
یا از مرد 60 ساله ای که به یه دختر20ساله تجاوز کرده .............
شاید از دست اون بچه 4 ماه که گذاشته یه مرد بهش دست بزنه ...... نه نه ... از دست اون دختر 20 ساله که گذاشته یه مرد بهش دست بزنه ........
هیچ کدوم ...
..........................
..........................
از دست خودم که دارم به اینا فکر می کنم ............
سلام
عجیبه یعنی من اول شدم !
هی عزیز دنیا زشتی زیاد داره اما اگه بخوای وقتت رو واسه شمردن زشتیهاش تلف کنی که دیگه ....
زیبایی هم داره همین که یک نفر مثل تو میبینتش ....
ممنون که همیشه بهم سر میزنی
چرا اعصاب خودتو الكي خورد مي كني ؟؟
Posted by: كتي at December 13, 2004 11:17 PMتو بايد شوهر بكني
Posted by: esin3m at December 14, 2004 12:41 AMـــلام
من توي زندگيم چيزهاي ديگه اي هم شنيدم كه اگه اونا رو بهت بگم احتمالاَ به حد انفجار مي رسي.
ولي تجاوز به بچه 4 ماهه ديگه خيلي عجيب و غريبه.
بعضي از چيزها هست كه خود انسان با اختيار خودش انجام ميده، خودش رو به لجن مي كشونه... بعد تازه دو قورت و نيمش هم باقيه!!!!
اينم از انسانيت!!!! همون بهتر كه آدم شترمرغ باشه!!!! ؛)
Posted by: مازیار at December 14, 2004 01:06 AMهمه چيز عجيبه...
Posted by: iman at December 14, 2004 01:38 AMاي نامرد پس تو بودي كه وقتي 3 ماهم بود بهم تجاوز كردي !!!
Posted by: pasha at December 14, 2004 02:46 PMاز همان روزي كه......................................آدميت مرده بود ! گرچه آدم زنده بود!!!
vaghean ke charand minvisi
Posted by: khfan at December 14, 2004 05:50 PMسلام!
از دست اونايي ناراحت باش كه 60 سال پيش شب جمعه رفتن رو كار كه اين حاج آقاها 9 ماه ديگه از ... ننه شون بيان بيرون!!
مشكل اونا اين بود كه قبل از عمل شريف جماع!! دو ركعت بايد نماز مي خوندند و از خدا مي خواستند كه در اين دنيا فرزند صالح به اونا عطا كنه!!
به جان خودم
به روح امام!!!
برو رساله رو نگاه كن نوشته!
منم عصبانيم از آقاي انتگرال
Posted by: elham - bi nam at December 14, 2004 07:15 PMسلام....
تو جدي جدي يه باكيت شده...
حيفت بود....
خودت را مقصر مي داني؟... زندگي برايت سخت است. و برايت سخت مي ماند. تو هميشه در توهم بسر مي بري. اينها چيزهاي نيست كه اتفاق مي افتد بلكه افكارست كه ترا جذب ميكند.
Posted by: lava at December 15, 2004 08:49 AMخيلي بد روزگاري شده ... بايد مراقب بود و نه ديگه دختر ميشناسن نه پسر حسابي وحشي شدن
Posted by: سکوت مرگ at December 15, 2004 10:52 AMبعضي وقت ها فكر مي كنم فكر ديگه اي نداري بكوني. پارسال وقتي تو مفاسد بازداشت بودم يك مردي رو آوردند كه به دختر 2 ساله خودش تجاوز كرده بود و دختر مرده بود با من هم بند بود همش خدا رو شكر كردم كه دختر نبودم 2 سال هم نداشتم قيافه درستي هم نداشتم وگرنه من هم زير دستگاه طرف شايد مي مردم :))
Posted by: fire proof at December 15, 2004 11:16 AMمنم که اعصاب ندارم و از اونجایی که حیلی...........هستم در سالروز ورود امام راحل به هدفم خواهم رسید!
Posted by: ماهی دودی at December 15, 2004 02:22 PMديدي گفتم يه كاري كردي؟؟؟ حالا خودتو ناراحت نكن. قبلش بايد اين فكرا رو مي كردي. الآنم طوري نشده كه عزيزم تازه به اين فكر كن كه از دستش راحت شدي. (:
Posted by: masoud jaan at December 15, 2004 02:56 PMمردي و مردونگي؟!؟! ... اه اه حالم به هم خورد
Posted by: vahidoo at December 15, 2004 05:34 PMواقعا چه دنيايي شده!!!
Posted by: arta at December 17, 2004 11:17 AMمن يه جيغ بلند پيشنهاد مي كنم !
Posted by: Pishi maloos at December 17, 2004 07:49 PMحالا كي به من تجاوز مي كنه ؟
Posted by: Esi tajavoz at December 18, 2004 02:21 PMياد ميلاو بخير
Posted by: پسر مجازي at December 18, 2004 07:19 PM