January 02, 2005

دارم میارم بالا ..... داغون داغونم ..... حالم از همه بهم می خوره .... از تمام آدمها .........
نمی خوام کسی یو ببینم ..... نمی خوام با کسی حرف بزنم .......... می خوام واسه خودم باشم .......برم یه جا که فقط خودم باشم............ تو رو خدا بسه دیگه .... دیگه نمی تونم .... بخدا نمی تونم.............. گوه تو این زندگی

Posted by Saghariii at January 2, 2005 01:28 PM
Comments

):

Posted by: khafan at January 2, 2005 03:29 PM

استغفر الله ربي و .......................!!!! اتوب اليه حاج آقا!! الهي بميرم! شماها چي كشيدين!!!!! 13 دي ماه 1383 رو برات ثبت مي كنم. اولين نفر نيستي كه آخري هم نيستي !

Posted by: گرگ بارون ديده at January 2, 2005 05:44 PM

ـــلام
منم الان دقيقاَ تو همين شرايطم.
يكي دو روزي به قول خودت داغون بودم. ازم بعيد بود اينطوري خودم رو ببازم. ولي آدم هميشه توي يه حالت نمي مونه.
الان يه خورده بهترم. يه جورايي دارم به روزهاي عادي برميگردم. گاهي اوقات يه جورايي آدم ميخوره كه هرجور ديگه خورده بود، براش قابل تحمل تر بود.
زندگي همينه ديگه. به قسمت اعتقاد ندارم. بيشتر به سرنوشت اعتقاد دارم. چون آدم با اعمال خودش اون رو رقم ميزنه. چه خوب چه بد.
يه ذره تحمل كن. همه چيز خوب ميشه. هر مشكلي كه باشه قابل حله.
من كه دلم هميشه به حل مشكلات روشنه.
شاد باشي...

Posted by: مازیار at January 3, 2005 01:29 AM

بيا بشينيم با هم زار زار گريه كنيم...

Posted by: Sara at January 3, 2005 10:46 AM

سلام . خيلي بي ادبي ؟!!

Posted by: jabar at January 3, 2005 12:09 PM

يكمي آرامش . يكمي تنهايي . يكمي تفريح شايدم ...چه ميدونم ...هممون يه جورايي با اين اوضاع قاراشميش درگيريم ...راستي ميخواستم بگم عزيزم خودم دوستت دارم :)))

Posted by: Mahya at January 3, 2005 01:21 PM

منم همينجوريم

Posted by: elham - bi nam at January 4, 2005 01:42 AM

حالا ميشه بفرماييد چي شده بابا همش 2 ماهه من رفتم

Posted by: alireza at January 4, 2005 03:56 PM

اي بابا:( چرا آخه؟؟؟

Posted by: Ali at January 4, 2005 07:39 PM

سلام !
همیشه اطمینان داشتم که هیچوقت فکر نمی کنی من هم خواننده وبلاگ تو باشم. اما امروز وقتی همدیگر رو دیدیم ثابت کردم که هستم.
همیشه بنویس ، نه به خاطر سیاهی این زندگی ، به خاطر آدمهایی که تو را می خوانند بنویس.
به امید دوباره دیدارت !

Posted by: آرش at January 5, 2005 02:58 PM

سلام دنبال يك خانم كاملا سالم با شعور و فهميده ميگردنم.
پيداش كرديبه خودت فكر كون
خدا نگهدار

Posted by: kia at January 5, 2005 04:59 PM

چي شده؟ چرا اينجوري شدي ساغري؟ زندگي خالي نيست ها! همه اش هم بدي نيست. باور كن راست مي گم! خودم ديدم!

Posted by: MehraN at January 6, 2005 12:17 AM

خدا به داد برسه. كمك ميخواي؟؟؟؟

Posted by: bedunehsharh at January 6, 2005 04:27 AM

خدا به داد برسه. كمك ميخواي؟؟؟؟

Posted by: bedunehsharh at January 6, 2005 04:27 AM

بالا بيار.....اصلن بد نيست....خيلي هم خوبه...تو صورت اوني كه دوست داري بالا بيار.....راحت باششش

Posted by: fucking up at January 7, 2005 12:58 AM

موافقم!

Posted by: ماهی دودی at January 7, 2005 01:21 AM

سلام ، خيلي عصبي هستي ... گاهي اوقات با آرامش خيلي از مشكلات حل خواهد شد ...شايد اين مشكل هم ...

Posted by: پوپك at January 7, 2005 11:44 AM

نايلكس بدم خدمتتون ؟ ( دنيا يه توالت عمومي بزرگه سخت نگير )

Posted by: llvllohammad at January 7, 2005 11:47 PM

.........

Posted by: AMIR at January 8, 2005 06:36 PM

salam
natars zendegei yanei in ke aslan nafahmei chera omadei va chekar khahei kard va bekoja khahei raft zendegei tekrar lahzehast va ehsas pochei

vali adam metonea sharayeto be nafea khodesh tagyer bedea

say kon hatman mofagh meshei say kon to on lajanzar gol nelofaro bebinei say kon to to tarekei donbal nor bashei vagtei onaro dedei khodetam mebinei va shad bashei va peroz yadet bashea anteha nogtea shoro ast bye aziz

Posted by: k303 at January 9, 2005 12:13 AM

مممممممممم ...
دنيا دو روزه نازنين ولي 100 سال اولش سخته...
منم يه مدت تو همين مايه ها سير ميكردم ... الانم هر از گاهي ميزنه به سرم

Posted by: mad at January 9, 2005 10:29 PM

khob khodet bokosh dige age hameye inaee ke migi raste
lo OoOoOoOoO l
Ciao

Posted by: mamal at January 10, 2005 01:27 PM

چي شد بالاآوردي يا نه ؟

Posted by: elham - bi nam at January 11, 2005 01:02 PM

تو بچه پر رو كم بياري بقيه بايد چي بگن ...
هر كي بگه سخت نگير اشتباه ...
خودت بايد ....

Posted by: amin at January 11, 2005 06:46 PM

نگوووووووووووو .... ساغركم .. عزيزكم .. چي شده؟ دل نگران شدم ... ساغر كوچولوي ما چش شده؟ چرا ديگه شاد نيست؟ اون دختر پ انرژي كجاست؟ ساغرم مهم نيست چه مشكلي برات پيش اومده مهم اينكه چه جوري باهاش برخورد كني عزيزم!

Posted by: Dele Pak at January 12, 2005 06:35 PM

براي صدومين بهت ميگم شايد هم بيشتر هميشه نصفه پر ليوان را ببين
ميدونم از نصيحت خوشت نمياد بدون اين جملات نصيحت نيست فقط راهنمايي است

Posted by: raz at January 13, 2005 12:25 PM

bashe !!

Posted by: Agh Teymoor at January 14, 2005 07:46 PM

هنوزم ميشه

Posted by: vahidoo at January 15, 2005 07:26 PM

گه تو این زندگی... مرگ بر ضد ولایت فقیه... گه تو ای زندگی... فلسطین پیروز است... گه تو این زندگی... اسرائیل نابود است... گه تو این زندگی... گه... ولی خدائیش ساغری اگه گه تو این زندگی بشه که هیچی... دیگه زندگی از این گهتر هم می شه که میگی گه به این زندگی... اوه اوه... ببخشید اگه یه ذره دیگه اسمشو بیارم بوی گند این زندگی در می آد... شاد باشی و همیشه نویسان... و یادت نره یه چیزی رو... گاهی بزن بر طبل بیعاری که اونم عالمی داره به چه ماهی....

Posted by: Agha Sassan at January 17, 2005 01:17 AM

هووووممممم.... حیف اون چشمات نیست که بارونی بشن دخترجون؟

Posted by: نازلی at January 17, 2005 07:33 PM

ايضا تاييد ميكنم و كاملا موافقم .

Posted by: mehrnoosh at January 19, 2005 02:54 PM

چرا آخه خانوووم گل؟؟؟

Posted by: fati at January 20, 2005 08:17 PM

بابا تو كه تازه شدي 10 سال پيش من !!!!!!!!

Posted by: dariush at January 22, 2005 02:20 PM