April 11, 2005

کاش .......

به مردگان حسودیم می شود ..... چون حداقل سنگ قبری مختص به خود دارند .....

کاش بمیرد ... حداقل قبری هست که بر بالای سرش بنشینم و نگاهش کنم ....
کاش بمیرد ... حداقل مجبور می شود به حرفهایم گوش دهد .....
کاش بمیرد ... حداقل نمی تواند وسط حرفهایم با کسی دیگر صحبت کند ....
کاش بمیرد ... حداقل نمی تواند اشک هایم را به مسخره بگیرد .....

کاش بمیرد .....

می کشمش .... تا بمیرد ..... و من بر سر سنگ قبرش می نشینم و می خندم ....

Posted by Saghariii at April 11, 2005 11:37 AM
Comments

اول كه اول شدم...دوم كه مي بينم رفتي تو كار كشتن و اين حرفا...سوم كه ديروز كلي خوشال شدم ديدمت

Posted by: فاطی at April 11, 2005 11:44 AM

سلام.ميفهممت.سعي كن يه دونه قسطي پيدا كني

Posted by: juddy at April 11, 2005 01:20 PM

vay che khafan!!

Posted by: GHORBAT at April 11, 2005 01:36 PM

امممم...

Posted by: zizi at April 11, 2005 03:04 PM

آفرين..باريكلا ..راه حل محشري به ذهنت رسيده ..بهترين راه اينه كه بكشيش !!!

Posted by: aluche at April 11, 2005 03:34 PM

بميريد قبل از آنکه ميرانده شويد

Posted by: vahidoo at April 11, 2005 04:04 PM

يه جورايي مي شه اينجوري آروم شد هميشه پايان همه ي مشكلات نيست

Posted by: سکوت مرگ at April 11, 2005 05:15 PM

عجب بساطیه ها! حداقل یه حلوا هم خیرات کن ما هم مستفیض شیم از مرگش!

Posted by: بچه مخفی at April 11, 2005 05:22 PM

اينجا يه بوهايى مياد!
بوى نااميدى و ترس از شكست...

Posted by: غریبه at April 12, 2005 12:44 AM

از درون آیینه ... چهره ای شکسته , خسته , بانگ می زند که : وقت رفتن است ... آپدیت کردم !!!

Posted by: سین*¤*ا*¤* at April 12, 2005 01:17 AM

خانم اجازه؟ ما مي ترسيم :(((....

Posted by: نازلی at April 12, 2005 02:03 AM

آره. فكر خوبيه!

Posted by: nazanin at April 12, 2005 04:01 AM

سلام.....
ببخشیدا ولی اصلاً آرزوی مرگ کسی رو نکن نارحت نشیاا شاید خودت زودتر از اون بری)دور از جان شما(

قدر آیینه بدانیم که هست نه در آن لحظه که افتاد و شکست

Posted by: دانشجوی عاشق و کم رو!! at April 12, 2005 09:28 AM

داري كم كم شاعر ميشي ها!!

Posted by: علی at April 12, 2005 12:16 PM

اينو ميگن مرده پرستي .

Posted by: farid at April 12, 2005 02:08 PM

معلوم هست تو چت شده احمق ؟

Posted by: ye divone at April 12, 2005 05:20 PM

واييييييي بهترين راه را انتخاب كردي......

Posted by: man at April 12, 2005 08:11 PM

راستي......مرسي به خاطر لينك......لطف كردي.

Posted by: man at April 12, 2005 08:13 PM

كاش بميرد ... لااقل ديگر ريخت نحسش را نمي ديدم ...

Posted by: mad at April 12, 2005 10:02 PM

كاش عاقل بشوي

Posted by: الهام - بی نام at April 13, 2005 01:12 AM

بابا خطرناك !

Posted by: mehrnoosh at April 14, 2005 01:25 PM

سلام::من که غلط بکنم يه روزي وسط حرف کسي بپرم::مخصوصا تو ::ولي شايد حقشه::خوشحال شدم اينجا اومدم و خوشحالتر ميشم که تو پيشم بياي

Posted by: حامدفردين at April 14, 2005 01:39 PM

u have a big god it's u but not 2,u have u

Posted by: fesghelbahal at April 14, 2005 08:32 PM

لطفا در روز جمعه راس ساعت 8 صبح خود را به كلانتري محل معرفي كنيد تا درباره اين جنايت تحقيق و بررسي آغاز شود. ضمنا مقتول را همبه همراه خود بياوريد تا در انجام مراحل قانوني كار تسريع حاصل گردد.
با تشكر

Posted by: Pedram at April 14, 2005 08:49 PM

چي بگم .....................................

Posted by: virus at April 15, 2005 12:26 AM

سلام ساغري خوبي ؟ منه يادته ؟ همو كاكو شيرازي قديمما ! همو كه شعروي شيرازي تو وبلاگاش ميزوشت ... حالو دوباره اومدم اما ديگه تو دات كام هسسم . يادت نره بيوي تو سايتوم اگه اومدي او دور ورا يي دفتر شعريم هس يادت نره بيوي اونجو ييچي بينويسي
### اي كامپيوترو هم مرتب شد لوگوته ميزارم تو سايتوم
فعلا خدافظ تا بد...

Posted by: Kako Shirazi at April 15, 2005 05:14 PM

Salam
bebakhshid man sari be weblogam nemizanam! shoma gofte boodin, ehtemalan kolli vaght pish ke ye jomleye arabi ro nemifahmin, man age bedoonam kodoomo migin va age hanooz ham mikhain ke bedoonin lotfan be man begin.
khosh bashid
ya hagh

Posted by: Hamid at April 15, 2005 06:19 PM

كاش نميرد ... حداقل مي توانستم براي كشتنش پشيمان نشوم! ... .

Posted by: رفوزه at April 16, 2005 09:25 AM

واي اينها همه حرفهاي دل من بودن... كاش ...

Posted by: گلهاي آفتابگردان at April 16, 2005 10:19 AM

چه خرتوخري هست اينجا

Posted by: dombeolagh at April 16, 2005 06:23 PM

هسودي نداره كه خوب يه دونه هم برايه خودت سفارش بده ...

Posted by: reihaneh at April 17, 2005 08:09 AM

چي شد ؟‌آخرش چي كار كردي ؟؟ كشتيش و خنديدي؟

Posted by: aluche at April 18, 2005 11:53 AM

سلام ........... خوبي........من به روزم يه سري بزني خوشحال مي شم.................. ساغر ايدي جديد منو اد كن............... فرقي ندارد در ميان گل بيفتي/ ديدي كه بعد از آتش نمرود مرگ است............

Posted by: dariush at April 18, 2005 08:10 PM

حرفات با هم تناقض داره.وقتی به مردگان حسودیت می شه یعنی دلت می خواد خودت بمیری ولی بعد یهو همه چیز عوض میشه.میگی اون بمیره تو زنده بمونی!ضمن اینکه مردن اتفاق بدی نیست اگه بمیره از دست تو و امثال تو راحت میشه و بند همه تعلقات گسسته!

Posted by: yamin at April 19, 2005 04:01 PM

ما مردگان دويست سال بعد ...

Posted by: hesam at May 1, 2005 04:35 PM