دوست داشتی یه دست نداشتی به جاش هر چي تو دنيا دوست داشتي رو داشتي ؟؟؟؟؟؟
نه!
Posted by: Ali at May 21, 2005 07:53 PMنه! نه! نه!
Posted by: anita at May 21, 2005 11:43 PMمن با همين دوتا دستام به هر چيزي بخوام مي رسم
راستي. . .
سلام.
يادم رفت بگم:
من دفعه اوله كه ميام اينجا.
نوشته هاتو خوندم البته نه همشو اما همونايي هم كه خوندم هم قشنگ بود هم جالب...گفتم نظرمو بگم...بازم اگه وقت كنم و بتونم ميام....فعلآ...
موفق باشي...
آنيتا (دو خط بالاتر)
نوچ!
Posted by: tosan at May 22, 2005 12:32 AMمن هيچي نميخوام غير خودم! خودمم كه بدون دست خودم نيستم. هستم؟
Posted by: solmaz at May 22, 2005 01:39 AMسلام ساغري!
خوبي!
از بابت خجالت زياد فكرشو نكن!
بزرگ ميشي يادت مي ره
(:
خوشحال! باهوش!
يه راه حل ساده!
يه دستت رو بده ! وقتي گفتن هرچي دوست داري بگو تا بديم !اون وقت به همه اونا يه دستت رو هم اضافه كن.
اگه از اول يه دست نداري , هرچي تو دنيا دوست داري بگو + يه دست
حتمن آره. چون اونوقت حتمن دست هم داشتم. جون من دوست داشتم دست داشته باشم
Posted by: مصي at May 22, 2005 11:58 AMفكر كنم نه....آخه آدم كلي چيز داشته باشه سلامتي نداشته باشه به چه دردش ميخوره. هان؟
در ضمن فكر كن به كارهايي كه با دستات ميكني ببين اگه يه دست نداشتي چيكار ميتونستي بكني.....حتي دستشويي هم نميتونستي بري :دي
بستگي به چيز هايي بود كه دوست داشتم داشته باشمشان
Posted by: روان پريش at May 22, 2005 06:01 PMها.........
فعلا كه به دوست داشتن ما هيچي عوض نميشه اما من دوست دارم !!
Posted by: mehrnoosh at May 22, 2005 06:23 PMآره
دستي كه باهاش نشه هيچ غلطي كرد همون بهتر كه نباشه
mameleye kheyli khobiye vase kasi ke chizaye donya ro doos dare
vali miveshti 2 dast yekhorde adam shak mikard behtar bood
سلام...تو فكر كردي من بي ام و 2005 دارم و اين مطالب رو مينويسم...؟
من تنها وسيله ي نقليم دوچرخست...!!!ولي مطمئنم با 2 تا دستام ميتونم هر چي بخوام بدست بيارم!!!باباي...
ـــلام
خوشم نمياد اين اتفاق بيفته...
اولي: ليموزينه رو ديدي توي خيابون؟
دومي: نه. ليموزين چيه ديگه؟
اولي: بابا تابلوئه كه! راننده ش يه دست بيشتر نداره
دومي: آها آها!!!! آره ديدم...
:(((((
Posted by: مازیار at May 23, 2005 12:19 AMسلام عزيزكم ... نوشته هاتو كشيدمو و كشيدم و اساسي حال دادي ... به من هم سري بزن از روي بي كاري و در به دري كه همه دربه در اين خلصه ايم ... زنده باشي البته با دوتا دست از پا كوتاه تر.
Posted by: Mr.Niko at May 23, 2005 10:28 AMسلام عزيزكم ... نوشته هاتو كشيدمو و كشيدم و اساسي حال دادي ... به من هم سري بزن از روي بي كاري و در به دري كه همه دربه در اين خلصه ايم ... زنده باشي البته با دوتا دست از پا كوتاه تر. (ريپيت اگين)
Posted by: Mr.Niko at May 23, 2005 10:32 AMو من 20 ام شدم ....دی......
Posted by: شهلا at May 23, 2005 01:22 PMna namikhaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaam
Posted by: GHORBAT at May 23, 2005 01:41 PMدوست داشتن يا نداشتن من توي اصل موضوع هيچ اهميتي نداره..
Posted by: sara at May 23, 2005 02:14 PMمن آره........ به شرطی که هر چی میخام داشته باشم///
Posted by: Sahar at May 23, 2005 02:37 PMنميدونم .........هم آره هم نه.........البته در آن شرايط ميشد دست هم جور كرد.........
Posted by: man at May 23, 2005 06:11 PMآدم هرچي كه بخواد ميتونه با همين دستاش بدست بياره
ايني كه گفتي واسه آدمايه تنبل و راحت طلبه...
نه دخترم.
با دوتا يا حتي با 10 تا دست نمي توني به هرچي ميخواي برسي همونجور كه با يه دست از همه چيز محروم نميشي. حالا با يه دست راحت تري يا دوتا؟
نه
Posted by: هلیا at May 24, 2005 12:47 AMنه با راه رفتنهای طولانی میروند رد کارشان نه با گم کردن خودت میان دستهء مستهای نیمه شب ...
آره......................!
چرا نميتوني ببيني؟ مشكل از فايله يا تو؟
Posted by: behnam at May 24, 2005 12:49 PMمن دوست داشتم خودم بودم وهمه چي هم داشتم.
Posted by: babak at May 24, 2005 05:04 PMسلاممممممممممممممممممممم //آرامش!اون يكي دستمم مي دم ولي بلاتكليفي رو پس مي دم پامو هم همين طور كلا سرمو مي دم آرماش و بگيرم!ولي مي دوني ساغر!اينا آدم و مي سازه //ديروز داشتم دعايه اونايي مي كردم كه از ساده بودن من و استفاده كردن تا پخته شم!با كاراشون خيلي چيزا به من ياد دادن تو كارام خيلي محكم ترم كردن!ولي گاهي وقتا مرز بين خالي و پر//غم و شادي//همه جي گم مي شه برات فقط يه روز آرامش و مي خواي!اگه هم خدا بهت بده انقدر منتظر يه اتفاق هستي كه متوجه نمي شي!شايدم همين منتظر بودن!ولي نه بهترين كار به قول دوستم دارويه فراموشيه!خواب!اگه امتحان نداشتم تا 6 صبح تو اين دنيايه قشنگ مي موندم بعد مي خوابيدم تاااااااااااااا
Posted by: aida at May 25, 2005 02:57 AMنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه ... حاضر بودم هر چی تو دنیا دارم میدادم ولی سلامتیمو به دست می آوردم
Posted by: mah at May 25, 2005 10:57 AMاممممم... بستگي داره
Posted by: arta at May 25, 2005 12:01 PMبه دیگران گفتیم به شما هم میگوییم : تنها به کودکی فكر كن كه در وان حمام اشك مي ريزد و قطرات شامپو بر روي دمپائي هايی زردش مي چكد ...
سلام...نه دوست ندارم..چون با دستم ميتونم لااقل به نصف اون چيزايي كه دوست دارم برسم .....موفق باشي به من هم سر بزن...
Posted by: honey at May 25, 2005 04:34 PMسلام ببين خيلي زشتي ! مي گما ببين آپ كردم بيا ! بدشم هر وقت آپ مي كني يه ندا بده ! راستي id تو ندارم بهم بده !
Posted by: *¤* سینا *¤* at May 25, 2005 06:31 PMسلام...ميدوني اين چيزي كه بعضيا گفتن عين چيه؟...به يه نفر ميگن يكي از آرزوهات برآورده ميشه...تو چي ميخواي....يارو بر ميگرده ميگه من آرزو ميكنم كه از اين به بعد تمام آرزوهام برآورده شه !!!
Posted by: Ata G at May 25, 2005 07:11 PMنميشه من يه پام رو بدم به جاي دست؟
Posted by: يلدا at May 25, 2005 10:43 PMاگر حاضر باشم يه دستم رو بدم به جاش تو رو داشته باشم ميشه ساغر ؟
Posted by: ...... at May 26, 2005 03:11 PMبابا اي ول! همچين چرت و پرت هات هم قشنگه! خوشمان آمد!
Posted by: صادق ياراحمديان at May 27, 2005 12:11 AMبا سپاس فراوان
از شما دوست عزیز جهت عضویت در کانون وبلاگ نویسان پارس - شیراز دعوت به عمل می آوریم.به امید دیدار شما در
سوم تيرماه
ششمین گردهمائی کانون
وبلاگ نویسان پارس - شیراز