April 9, 2006

خودم ....

به دنبال جاده ای هستم برای رسیدن به خودم .... خودم را گم کرده ام .... از هر طرف که می روم ورود ممنوع است .... این انصاف نیست برای رسیدن به خودم هم جریمه می شوم .... نمی توانم هیچ رده پایی از خودم پیدا کنم .... هیچ اثری نیست .... هیچ صدایی .... هیچ حرکتی ... شاید در آب افتاده ام ... شاید غرق شده ام .... شاید مرده ام ... حتی اگر مرده باشم هم باید اثری به جا مانده باشد .... باید جسدم را بیابم .... می خواهم برایش صحبت کنم ... می خواهم بدانم از چه وقت مرا رها کرد ... چرا تنهایم گذاشت ... باید بدانم .... با من بودن از مرگ برایش بدتر بود ... باید بدانم .... می خواهم بدانم از چه وقت فهمید دیگر نمی تواند با من باشد .... باید بدانم ....


ولی اگر پرسید چرا بعد از این همه مدت به فکر پیدا کردنش افتاده ام .... به او چه بگویم ....جوابی ندارم به او بدهم ... حتی جوابی ندارم به خودم هم بدهم .... کاش پیدایش نکنم .... اصلا به دنبالش نمی روم ...

Posted by Saghariii at April 9, 2006 2:23 PM
Comments

Salam man hanoz nakhondam chi neveshti
faghat omadam ke begam aval shodam :D
Bye .

Posted by: Navid at April 9, 2006 2:37 PM

اون محكوم به پوسيدن هست... شايد غذاي لذيذي براي كرمها و موشهاي زير زمين فراهم شده باشد.

Posted by: pirefarzaaneh at April 9, 2006 3:06 PM

اگه فكر كني ميبيني اونم خيلي وقته داره دنبالت مي گرده

Posted by: برون کا at April 9, 2006 4:04 PM

ميگما ، فاصله بين کاش و پشيماني يه ذره زيادي کمه ، لااقل دوثانيه سر آرزوت بمون ، شايد يکي هوس کرد برآورده اش کنه ، جمله آخر رو که ميخونه مي بينه انگاري خواستن توانستن که نيست ، هيچ ، نتوانستنه ، اگر ازت پرسيد چرا دير به فکرش افتادي جاي کلي اميدواريه ، چون معلومه تاخيرت براش مهم بوده ، يه ذره تو وسائلاش بگردي شايد کاغذايي که داشته روزها رو ميشمرده رو هم پيدا کني ، نگران نباش ، اگر همين جور که داري تو وسائلاش مي پلکي ديدت هول نشه ، اون هم اون موقع نيفهمه که برات مهمه ، فک کنم کلي از چيزايي که تو مدت برات نوشته رو هم نشونت بده ، ديديش سلام من رو هم برسون بپرس ببين از اين خود من خبري نداره

Posted by: vahidoo at April 10, 2006 4:51 AM

برو دنبالش تا فردا احساس نكني كه ميتونستي كاري بكني و نكردي...

Posted by: غریبه at April 10, 2006 8:59 AM

باید استاد و فرود آمد
بر آستان دری که کوبه ندارد
چرا که اگر به کاه آمده باشی
دربان به انتظار توست
و اگر بی گاه
به در کوفتنت پاسخی نمی آید.

Posted by: رضا at April 10, 2006 9:31 AM

اگه پيدا شدي سلام ما رو هم بهش برسووون

Posted by: فاطی at April 10, 2006 12:38 PM

:( من كم كم دارم بطور جدي نگرانت ميشم پيشي :(

Posted by: seriii at April 10, 2006 7:38 PM

بالا خره خودتو پيدا مي كني و اونروز مي فهمي كه تو يه معجزه اي!

Posted by: ego at April 10, 2006 9:52 PM

خانم گل چي شده ؟

Posted by: kaveh at April 10, 2006 10:49 PM

قبل از هر صوبتي خدمتتون عرض كنيم كه وجدانا اون عكس بالاي وبلاگتون خيلي قشنگه ... بعدش هم حالا زياد سخت نگيريد ديگه ...

Posted by: لات اينترنتي at April 10, 2006 11:02 PM

ishalah peyda mikooni !

Posted by: Pooria at April 10, 2006 11:22 PM

من بودم و شدم

Posted by: بابك at April 11, 2006 6:21 AM

هر وقتي معني اين جمله رو فهميدي....خواهي رسيد
من بودم و شدم....

Posted by: بابك at April 11, 2006 6:28 AM

اگه دوست داشتی لینک ما رو هم بذار

Posted by: هیچستانی at April 11, 2006 12:14 PM

در انتهاي هر سفر
در آيينه
دار و ندار خويش را مرور مي كنم
اين خاك تيره اين زيمن
پايوش پاي خسته ام
اين سقف كوتاه آسمان
سرپوش چشم بسته ام
اما خداي دل
در آخرين سفر
در آيينه به حز دو بيكرانه كران
به جز زمين و آسمان
چيزي نمانده است
گم گشته ام ‚ كجا
نديده اي مرا ؟

http://www.avayeazad.com/hosein_panahi/setare/1.htm


دل نازكي؟

Posted by: هیچستانی at April 11, 2006 12:18 PM

سوال های او هیچ. سول های خود را چگونه فراموش کنی؟
راستی خانوم سهم شما محفوظه. سپردم به همون وانتی تا یک گرد سفید خوشگلش رو کنار بذاره برات.

Posted by: محک at April 11, 2006 1:51 PM

سلام
حيف ! زود دير ميشه .

Posted by: ahmad at April 11, 2006 2:05 PM

دنبالش برو و اميدوار باش ، خدا كمكت مي كنه .

Posted by: pupak at April 11, 2006 3:06 PM

شايد بايد كسي كمكت كنه

Posted by: hichkas at April 12, 2006 11:22 AM

اگه دوست داشتی وبلاگت رو تو سایت ما ثبت کن

Posted by: Lat!feh at April 12, 2006 8:48 PM

بهتره بری دنبالش وگرنه بالاخره یه روز در آینده دوباره به همین علامت سئوالها میرسی و شاید اونوقت نشه راهت دنبالش بگردی!!

Posted by: savijhe at April 12, 2006 11:03 PM

حالا خودت تحفه ای میخوای پیدات کنی؟!
چی شد؟!

آخه نمیتونم تو رو ببرم جی وانی ، تو به عشقم چشم نظر داری!

Posted by: yalda at April 13, 2006 2:26 AM

گشتم نبود ;)

Posted by: amir hm at April 13, 2006 10:41 AM

با بهترين آرزوها براي تو ساغر عزيزم

Posted by: M M at April 13, 2006 1:18 PM

تازه داشتيم به چرت ها عادت مي كرديم ها!

Posted by: صادق ياراحمديان at April 13, 2006 1:40 PM

والا شما كه نميگي چت شده ولي ظاهرا اصلا روبراه نيستي

Posted by: hossein at April 14, 2006 2:56 AM

ما عاشق اين عكس شما شديم تو 360 .
ديديم همه دخترا جني فر گزاشتن يدفه شما شتر مرغ گزاشتين .
با حاله آدم لذت ميبره وقتي ميبينه تفكرات متفاوت وجود داره

Posted by: voliyo at April 14, 2006 10:20 AM

اخرش چيميشه بالاخره بايد پيداش كني يا نه

Posted by: ترانه بانو at April 14, 2006 4:12 PM

بايد دويد تا ته بودن !
بايد به بوي خاك فنا رفت
بايد به ملتقاي درخت و خدا رسيد !

Posted by: sepideh at April 14, 2006 4:22 PM

هر كسي بايد خودش رو پيدا كنه

Posted by: world of boy at April 15, 2006 10:24 AM

خوب مي نوسي بچه جون. كمتر بنويسي بهتر هم ميشه. آهنگ جملاتت يكدسته و اگه با مفهوم و احساس مورد نظر هماهنگ باشه زيباتر ميشه.
شاد باشي

Posted by: احمد at April 16, 2006 5:56 PM

:(

Posted by: ابله at April 16, 2006 8:03 PM

یک آینه پاک جلوی روی خودت بگیر تا بدانی چه تغییری کرده ای و چرا دیگر خود را نمی توانی بیابی

Posted by: دانشجوی عاشق و کم رو!! at April 17, 2006 6:14 AM

بگردي بلاخره پيدا مي كني . مهم اينه كه شروع كني به گشتن

Posted by: الهام - بی نام at April 17, 2006 2:55 PM

تنهات گذاشت كه بفهمه كي مي ري دنبالش بگردي؟ كه بفهمه چقدر برات ارزش داره؟ پس تا خيلي دير نشده برو دنبالش...

Posted by: arash at April 19, 2006 5:04 PM

خوبه باز تو به بن بست مي رسي ....
من كه يه عمره تنها و خاليم ..........
.......
ممنون كه اومدي پيشم ... ببخشيد دير كردم ...راستی .. بعد از کلی روزای تاریک .... به روزم ..

Posted by: مسافر at April 19, 2006 9:53 PM

ميدوني اين احساساتي كه داري ميتونه بهترين و زيباترين روشنگرت باشه ؟
اگر بدوني كه چيه ؟
توصيه ميكنم مقاله ديالكتيك تنهايي نوشته اكتاويو پاز رو بخوني

Posted by: amin at April 21, 2006 11:06 AM

با كشتي بورو وسط شهر!

Posted by: roospi at April 21, 2006 10:04 PM

موفق باشي

Posted by: taha at April 22, 2006 10:32 AM

اينارو واسه كي مي گي ؟ اين همه آدم تمامشون همون چيزي و گم كردن كه كه تو داري دنبالش مي گردي تازه بعضي وقتها مجبور مي شي دنبال گم شده ي يكي ديگه هم بگردي -- اون دزد رذل و كجا ميشه پيدا كرد ؟؟؟

Posted by: Shahrzad at April 22, 2006 1:43 PM

خوش بحالت که یه جوری می تونی خودتو تخلیه کنی.... خوش بحالت که حداقل آخرش آروم می شی ..... خوش بحالت که می تونی دردهات رو به دفترت بگی .... خوش بحالت که درد دلت باعث نمی شه همه بهت گیر بدن .... خوش بحالت که همیشه نقش یه دفتر رو بازی نمی کنی .... خوش بحالت که اونقدر تو ورق هات ننوشتن که تموم شی ..... خوش بحالت که ............................... چه دردی است در میان جمع بودن ... ولی در گوشه ای تنها نشستن ... برای دیگران چون کوه بودن .... ولی در نزد خود آرام شکستن ......

Posted by: هلو!!! at April 25, 2006 6:20 AM

سلام. من می خواستم این بالایه رو کامنت رو بزارم واسه پستت که اسمش دفتر بود
ولی قسمت ارسال کامنتش غیر فعال بود. خودت زحمت جابجایی رو بکش. یکی دیگه هم هست که واسه که واسه پستت به اسم تاحالاشده ... هست که این زیر می نویسمش اینم خودت زحمتش رو بکش ... ممنون

تا حالا شده یه ثانیه ... فقط یه ثانیه همه اینا با همدیگه سرت نریخته باشن؟.... من نشده .... تاحالا شده یه دقیقه از یکی از اینا راحت باشی؟ .... من نشده ..... تاحالا شده واسه یکی از اونا یه غلطی بتونی بکنی؟؟؟ من نشده ... تا حالا شده وقتی یکیشون داره فشار میاره اوون یکی یه کم فشارش کمتر بشه ؟؟؟ من نشده ..... تاحالا شده یه ذره طعم خوشبختی زیر دندونت بمونه ؟؟؟ من نشده .... تا حالا شده یه کم به زندگی امیدوار بشی و یه ذره این امیدواری طول بکشه و فرتی خراب نشه؟؟؟ من نشده ...... تا حالا شده؟؟؟ .... من نشده!!!


Posted by: هلو!!! at April 25, 2006 6:23 AM

دو تا كامنت آخر را كه انگليسي است پاك كن

Posted by: bxf at April 25, 2006 7:34 AM

اينكه ورود ممنوعه خيلي غم انگيزه :(

Posted by: amin joon at May 1, 2006 7:07 PM

شادترين افراد لزوما بهترين چيزها رو ندارن ، اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترين استفاده رو مي برن

Posted by: ahmad at May 7, 2006 6:17 PM