می دانی ......من به اینکه هر شب با فکر تو به خواب بروم و هر روز صبح با فکر تو از خواب بیدار شوم نیاز دارم .... تک تک لحظه های با تو بودن برایم شیرین است .... حتی تلخ ترین آنها ... دوست دارم در شیرینی لحظه های با تو بودن غرق شوم .... برای من همیشه روزنه ای از امید است ... و دوست دارم این روزنه در درون تو نیز رشد کند ... این نور امید است که از روزنه به سمت من و تو می آید و در حرکت است .... گرمایش وجود مرا در بر میگیرد .... گرمایش به من قدرت زندگی می دهد .... گرمایش در نیروی من ادغام میشود .... و مرا به سمت تو سوق می دهد .... با این نیرو به سمت تو می آیم .... می خواهم دستهایت را در دست بگیرم .... تا این گرما به بدن سرد تو هم نفوذ پیدا کند .... تو را هم گرم کند .... به تو هم امید دهد .... من در دور دستها دنیایی را میبینم که من و تو در آن به کمک هم ساخته ایم .... من در دور دستها دنیایی را میبینم که من و تو با هم نورانیش کرده ایم ... افق من همیشه روشن است ... هیچ وقت غروب نمی کند .... مثل احساس من .... من برای با تو بودن زحمت زیادی کشیده ام .... و تو هم برای با من بودن ....ما برای به هم رسیدن سختی فراواتی کشیده ایم .... کسی نمی تواند این همه سختی را بی ننیجه بگذارد ....جز خود ما ... من و تو ..... دستهایت را به من بده تا بوسه ای از امید بر روی آن بگذارم .... دستهایم را بگیر و بوسه امید مرا پاسخگو باش ....
جمله آشنایی به یاد من می آید ..... ما فقط همدیگر را داریم .... تا ابد ................
پس بهترین بیا با هم به سوی امید پرواز کنیم .......
D:
Man Aval Residam , Vali Badan Nazaramo Minvisam
D:
نوشته هات به دل ميشينه خوشمل ...
Posted by: hiddenhalf at August 25, 2006 08:19 PMsalam saghar khanoom man shomaro to 360 didam . be weblogam sar bezanid
plz javabe addamam bedid ghiafatoon khaili bamazas albate hameye farfardinia ba mazan
www.shervin67.blogfa.com
shoma 4salo 2 rooz az man bozorgtarid
felan bye
به آينده فكر كن
Posted by: alireza at August 26, 2006 11:28 AMنو یکی ملوس نمینوشتی که تو هم بعله!! خوبی؟!
Posted by: حامین at August 26, 2006 01:39 PMخوبه.خوشحالم كه بالاخره از اين گوشه كنارها چند تا روزنه ي نور به اين وبلاگ باز شد.كاش اين روزنه ها بيشتر و بزرگتر بشن.خيلي وقتا زمان ميتونه خيلي چيزارو درست كنه.
Posted by: M.H.T at August 26, 2006 06:21 PMیاد این رمان های زرد عاشقانه ایرانی افتیدم
Posted by: ابله at August 27, 2006 01:10 PMمهم اينه كه اميدوار هستين
Posted by: alireza at August 28, 2006 04:01 PMbaba ey vaal , rah oftadii asasiii
man bad az modatha omadam injaa saghar chero pertii zadeh to kare
love sangiiin
hale abjii hale haal .bad joori movafagh bashiiid
سلام....
اميدوارم همواره دلتون مثل الان سرشار از اميد باشه و در زندگي موفق باشيد....
: ا
Posted by: seriii at August 29, 2006 02:34 PMما اگر بخوايم با شما آشنا شيم كيو بايد ببينيم ؟
Posted by: arshiya at August 29, 2006 05:50 PMسعي كن اين روزنه درونت خاموش نشه
اگه شد ديگه كاري از رستم بر نمياد
اميد رو بيخيل ساغر خانومي ارشيا رو بچسب
Posted by: arshiya BLUE at August 30, 2006 05:35 PMهی بهت میگم عاشقی هی تو انکار کن!!!!!
Posted by: رضا at September 2, 2006 02:10 PMشايد شدي
Posted by: kaveh at September 3, 2006 09:21 AMSaghariii Oon Rozaneye Omidi Ke Doos Dashti Darooone Man Ro Roshan Kone Kam Kam Dare Kare Khodesho Mikone :)
Oon GarmaEei Ro Ham Ke Migi , Ba Inke Dastamo Nagerefti Vali Dare Too Badane Sarde Man Nofooz Peyda Mikone
Hanooz Sare In Harfet Hasti?
Dasthayat Ra Be Man Bede Ta Booseyi Az Omid Bar Rooye An Gozaram , Dasthaye Mara Begir Va Booseye Omide Mara Pasokhgoo Bash
????????
Manam Oon Jomle Ro Dobare Dare Yadam Miyad:
Ma Faghat Hamdigar Ra Darim ...Ta Abad...
ParvazzZZzzZZzzZZzzZZzzZZzzZZzzZZzzZZzzZZzzZZzzZZzzZZ
D:
آقا سروش كار از كار گذشت ساغر تنها با يكي ديگه پريد
Posted by: niya at September 4, 2006 10:28 AMهيچ كس ارزش اشك هاي تو را ندارد و آنكس كه ارزشش را دارد باعث ريختن اشك تو نمي شود
Posted by: arshya at September 4, 2006 03:08 PMسلام ساغر جون.. واقعا قشنگ بود.. حتي به دل منم كه آدم احساساتي نيستم نشست. بازم بنويس
Posted by: Benrad Pitt at September 5, 2006 10:50 PMشايد بايد تركش كني
Posted by: mohabat at September 7, 2006 04:36 PMدستهایم خیلی وقت است دراز است... اما هنوز از بوسه خبری نیست
Posted by: مارمولک at September 8, 2006 07:34 AMدرختان سيب در بهار شكوفه ميدهند..
Posted by: hesam at September 13, 2006 01:01 PMبال هام؟ بال هام نيستن :(
Posted by: یک آدمیزاد at September 16, 2006 01:37 AMسلام
خیلی خوبه که رنگ حرفات عوض شده . یادمه یه مدتی خیلی خاکستری شد بود اما مثل ایکه دوباره داره آبی می شه .
موفق باشی
سلام
وبلاگ را برای نخستین بار دیدم.
مطالب بسیار زیبا و دلنشینی داری .
شمارا در وبلاگم لینک میکنم.البته با اجازه.
یه سری به من بزن.
يهترين ها منتظر تو هست
Posted by: aram at September 17, 2006 05:36 PMدنيا در اختيار توست آتيش پاره ;)
Posted by: Amir Divoneh at September 17, 2006 05:43 PMبهاران خجسته باد
Posted by: khojaste at September 18, 2006 05:52 PMمنم مي خوام انقدر اميدوار باشم اما....
Posted by: AilAr at September 21, 2006 07:37 PM