August 24, 2006

روزنه امید .....

می دانی ......من به اینکه هر شب با فکر تو به خواب بروم و هر روز صبح با فکر تو از خواب بیدار شوم نیاز دارم .... تک تک لحظه های با تو بودن برایم شیرین است .... حتی تلخ ترین آنها ... دوست دارم در شیرینی لحظه های با تو بودن غرق شوم .... برای من همیشه روزنه ای از امید است ... و دوست دارم این روزنه در درون تو نیز رشد کند ... این نور امید است که از روزنه به سمت من و تو می آید و در حرکت است .... گرمایش وجود مرا در بر میگیرد .... گرمایش به من قدرت زندگی می دهد .... گرمایش در نیروی من ادغام میشود .... و مرا به سمت تو سوق می دهد .... با این نیرو به سمت تو می آیم .... می خواهم دستهایت را در دست بگیرم .... تا این گرما به بدن سرد تو هم نفوذ پیدا کند .... تو را هم گرم کند .... به تو هم امید دهد .... من در دور دستها دنیایی را میبینم که من و تو در آن به کمک هم ساخته ایم .... من در دور دستها دنیایی را میبینم که من و تو با هم نورانیش کرده ایم ... افق من همیشه روشن است ... هیچ وقت غروب نمی کند .... مثل احساس من .... من برای با تو بودن زحمت زیادی کشیده ام .... و تو هم برای با من بودن ....ما برای به هم رسیدن سختی فراواتی کشیده ایم .... کسی نمی تواند این همه سختی را بی ننیجه بگذارد ....جز خود ما ... من و تو ..... دستهایت را به من بده تا بوسه ای از امید بر روی آن بگذارم .... دستهایم را بگیر و بوسه امید مرا پاسخگو باش ....
جمله آشنایی به یاد من می آید ..... ما فقط همدیگر را داریم .... تا ابد ................

پس بهترین بیا با هم به سوی امید پرواز کنیم .......

Posted by Saghariii at August 24, 2006 05:19 PM
Comments

D:
Man Aval Residam , Vali Badan Nazaramo Minvisam
D:

Posted by: Sorush ( S.K ) at August 24, 2006 06:38 PM

نوشته هات به دل ميشينه خوشمل ...

Posted by: hiddenhalf at August 25, 2006 08:19 PM

salam saghar khanoom man shomaro to 360 didam . be weblogam sar bezanid
plz javabe addamam bedid ghiafatoon khaili bamazas albate hameye farfardinia ba mazan
www.shervin67.blogfa.com
shoma 4salo 2 rooz az man bozorgtarid
felan bye

Posted by: shervin at August 25, 2006 11:47 PM

به آينده فكر كن

Posted by: alireza at August 26, 2006 11:28 AM

نو یکی ملوس نمینوشتی که تو هم بعله!! خوبی؟!

Posted by: حامین at August 26, 2006 01:39 PM

خوبه.خوشحالم كه بالاخره از اين گوشه كنارها چند تا روزنه ي نور به اين وبلاگ باز شد.كاش اين روزنه ها بيشتر و بزرگتر بشن.خيلي وقتا زمان ميتونه خيلي چيزارو درست كنه.

Posted by: M.H.T at August 26, 2006 06:21 PM

یاد این رمان های زرد عاشقانه ایرانی افتیدم

Posted by: ابله at August 27, 2006 01:10 PM

مهم اينه كه اميدوار هستين

Posted by: alireza at August 28, 2006 04:01 PM

baba ey vaal , rah oftadii asasiii
man bad az modatha omadam injaa saghar chero pertii zadeh to kare
love sangiiin
hale abjii hale haal .bad joori movafagh bashiiid

Posted by: ali at August 29, 2006 03:43 AM

سلام....
اميدوارم همواره دلتون مثل الان سرشار از اميد باشه و در زندگي موفق باشيد....

Posted by: دانشجوی عاشق و کم رو at August 29, 2006 12:51 PM

: ا

Posted by: seriii at August 29, 2006 02:34 PM

ما اگر بخوايم با شما آشنا شيم كيو بايد ببينيم ؟

Posted by: arshiya at August 29, 2006 05:50 PM

سعي كن اين روزنه درونت خاموش نشه
اگه شد ديگه كاري از رستم بر نمياد

Posted by: 666 at August 30, 2006 10:46 AM

اميد رو بيخيل ساغر خانومي ارشيا رو بچسب

Posted by: arshiya BLUE at August 30, 2006 05:35 PM

هی بهت میگم عاشقی هی تو انکار کن!!!!!

Posted by: رضا at September 2, 2006 02:10 PM

شايد شدي

Posted by: kaveh at September 3, 2006 09:21 AM

Saghariii Oon Rozaneye Omidi Ke Doos Dashti Darooone Man Ro Roshan Kone Kam Kam Dare Kare Khodesho Mikone :)
Oon GarmaEei Ro Ham Ke Migi , Ba Inke Dastamo Nagerefti Vali Dare Too Badane Sarde Man Nofooz Peyda Mikone
Hanooz Sare In Harfet Hasti?

Dasthayat Ra Be Man Bede Ta Booseyi Az Omid Bar Rooye An Gozaram , Dasthaye Mara Begir Va Booseye Omide Mara Pasokhgoo Bash
????????

Manam Oon Jomle Ro Dobare Dare Yadam Miyad:

Ma Faghat Hamdigar Ra Darim ...Ta Abad...

ParvazzZZzzZZzzZZzzZZzzZZzzZZzzZZzzZZzzZZzzZZzzZZzzZZ
D:

Posted by: Soroush ( S.K ) at September 3, 2006 05:13 PM

آقا سروش كار از كار گذشت ساغر تنها با يكي ديگه پريد

Posted by: niya at September 4, 2006 10:28 AM

هيچ كس ارزش اشك هاي تو را ندارد و آنكس كه ارزشش را دارد باعث ريختن اشك تو نمي شود

Posted by: arshya at September 4, 2006 03:08 PM

سلام ساغر جون.. واقعا قشنگ بود.. حتي به دل منم كه آدم احساساتي نيستم نشست. بازم بنويس

Posted by: Benrad Pitt at September 5, 2006 10:50 PM

شايد بايد تركش كني

Posted by: mohabat at September 7, 2006 04:36 PM

دستهایم خیلی وقت است دراز است... اما هنوز از بوسه خبری نیست

Posted by: مارمولک at September 8, 2006 07:34 AM

درختان سيب در بهار شكوفه ميدهند..

Posted by: hesam at September 13, 2006 01:01 PM

بال هام؟ بال هام نيستن :(

Posted by: یک آدمیزاد at September 16, 2006 01:37 AM

سلام
خیلی خوبه که رنگ حرفات عوض شده . یادمه یه مدتی خیلی خاکستری شد بود اما مثل ایکه دوباره داره آبی می شه .
موفق باشی

Posted by: Bahman at September 16, 2006 07:26 PM

سلام
وبلاگ را برای نخستین بار دیدم.
مطالب بسیار زیبا و دلنشینی داری .
شمارا در وبلاگم لینک میکنم.البته با اجازه.
یه سری به من بزن.

Posted by: hossien at September 17, 2006 12:02 AM

يهترين ها منتظر تو هست

Posted by: aram at September 17, 2006 05:36 PM

دنيا در اختيار توست آتيش پاره ;)

Posted by: Amir Divoneh at September 17, 2006 05:43 PM

بهاران خجسته باد

Posted by: khojaste at September 18, 2006 05:52 PM

منم مي خوام انقدر اميدوار باشم اما....

Posted by: AilAr at September 21, 2006 07:37 PM