اولین باری که مُردَم 1 سالم بود ... وقتی در یک روز 30 بار خودم رو کثیف کردم ... از ناراحتی ...
دومین بار ... 6 سالم بود ... وقتی توی دستشویی یکی از بچه ها یهو اومد تو ... از خجالت ...
یه چند سال دیگه نمردم ... تا وقتی که رفتم هنرستان ....
سال سوم بود .... برای بار 4اُم ریاضی 5 رو افتادم ... این دفعه هم از خجالت بود ... هم از ناراحتی ...
دوباره چند سال نمردم .... تا این 2-3 سال آخر ... این 2-3 ساله زیاد میمُردَم ...
آخرین بار همین امروز بود ... وقتی دکتر تو چشمام نگاه کرد ... و من فهمیدم که میخواد چی بگه ...
این مُردن ما هم اوضاعی شده ها ....
پ.ن سوالی بی ربط :
بیشترین چیزی که من رو ناراحت میکنه .... نامردیه ....
بیشترین چیزی که تو رو ناراحت میکنه چیه ؟
بیشترین چیز حماقت. بعدش نامردی. بعدش ضعیف النفس بودن...
Posted by: Purple at February 23, 2008 12:07 AMناراحتي خودش كلي ناراحتم مي كنه !
Posted by: Heaven Searcher at February 23, 2008 1:12 AMساغري خيلي باحال مينويسي.... گمونم نامردي همرو ناراحت كنه جز نامردارو ...........................ولي دواش دنده پهنه در ضمن دكتره چي گفت تو چشمات؟؟؟؟؟؟
Posted by: jeyran at February 23, 2008 1:02 PMbimarefati-emtahan dadan- gorosnegi!
Posted by: Amir at February 23, 2008 3:09 PMهمين كه تو از نامردي ناراحت ميشي ديگه
Posted by: nightmarish at February 23, 2008 3:22 PMبله بله بله ... مردم مردی مرد ... ما همه می میریم ... روزی چند بار ... وقتی بازی می خوری از کسی دوس داری بمیری ... وقتی از کسی نامردی می بینی بازم دوست داری بمیری ... وقتی که احساس می کنی که اغفال شده باز دوست داری بیشتر بمیری .... :پی
Posted by: amin at February 23, 2008 4:37 PMخوب يه عكس از چشات ميذاستي تا ما هم دليل فوتتونو بفهميم!
Posted by: نوسانگر at February 23, 2008 6:45 PMمنم يه چند بار از خنده مردم !!! ولي خنده ي تاخ من از گريه غم انگيز تر است !!! نميدونم !!! فعلا كه داره ميگذره !!!
نامردي ؟!! نميشه با اين اوضاع و احوال ازش ناراحت شد ؛ چون جزئی از لازمه ی زندگی شده انگار مثل جارو برقی ؛ یخچال ؛ ماشین لباسشویی ؛ موبایل !!!
الان من نفهميدم رابطه مردن و چشم پزشكي و نامردي و خجالت و ... چيه؟
Posted by: Reza at February 23, 2008 7:28 PMچی می خواست بگه؟
Posted by: دزدکی at February 23, 2008 7:35 PMخيلي مردي يكمم زندگي كن دكترم هر چي گفت گفت زندگي كن زندگي..
Posted by: diis_ignotis at February 23, 2008 10:06 PMاچ آي وي ؟
وقتي كه واسه كار نكرده اي مجازات بشم
دكتر كه آدم رو نه خجالت ميده نه ناراحت ميكنه نه نگران!! ما همه وسيله ايم!! :-)
بعضي وقتا تنفس هم آزارم ميده!
Posted by: Bingala at February 24, 2008 7:11 AMبدترين چيز واسه من اينه كه يكي كه يه درصدم فكرشو نمي كنم خالي بند از آب درآد در موردم!!
در مورد مرگ و ميرت هم علاوه بر دور از جون بايد بگم كه ما معمولاَ راجع به چيزايي ميميريم كه به نحوي به تاييد طلبيمون مرتبطه. اونجا كه درست شه همه چي درست ميشه
سلام اینجا.
امروز یه توضیح تو وب یکی از دوستان گذاشتم . همونم اینجا خوبه. می زارم.
/////////////////////////////////////////
سلام اسیر عزیز.
معاشران گره از زلف یار باز کنید این قلب به زنجیر تو در دامم را ، رامم را.
ز حریف شبانه دلم به کنج قفس های دست تو پریده شد. بریده شد.
این یکصدمین باری است که می برم ، خاری ست که می خورم ، شکریست که می کنم این فریاد از این ،اسارت را سراسر مه گرفته.
شاید که ید همان هسته هلو ست .
دانه خرماست ، آینده از آن ماست.
اگر این طور باشد ما هم بارها مرده ایم!
از دروغ بیشترین چیزیه که آزارم می ده.
داشتم فکر می کردم من چند بار تا حالا مردم؟ موندم همینطوری.. فکر کنم زیاد.. خیلی..
Posted by: sara at February 24, 2008 1:31 PMیکی از اون چیزایی که خیلی منو می کشه... یب توجهیه ... اما نه از خلق
بلکه از خالق...
بی توجهی نه فقط به من بلکه به تمام مردم...
و خیلی چیزای دیگه... خیلی چیزها هستند که منو روزی هزار بار می کشند و زنده می کنند...
در ضمن عکسهای قشنگی دارید(فليكر)
شاد باشيد
Posted by: شهرآشوب at February 24, 2008 1:47 PMمباركه, تبريك ميگم
Posted by: hamid at February 24, 2008 11:53 PMخيلي چيزا آدما رو آزار ميده, اما چيزايي كه زياد آزارم ميده اول دروغ ,دوم نامرديه , سوم هم بد قولي. درضمن مثل هميشه با ديدگاه جالبي نگاه ميكني و مينويسي.. باريكلا
Posted by: behrooz at February 25, 2008 10:19 PMدكتر تو چشا چي خوند|؟؟؟
Posted by: ایمان at February 26, 2008 3:20 PMوالا همون نامردي .
در ضمن تسليت مي گم به خاطر همه مردنات
Posted by: كاهوسكنجبين at February 26, 2008 7:31 PMدکتر گفت حامله ای ؟
Posted by: yekpooria at February 26, 2008 11:30 PMمن نظري نداشتم اومدم كه اومده باشم....
Posted by: محمد آقووو at February 27, 2008 8:45 PMهمين كه مي بينم تو يه سالگيت يادت مياد من نه دارم از حسودي مي ميرم الان .
دورويي آدمها چيزيه كه دهن منو سرويس مي كنه از غصه !
yadete ?
you are always on mind ?
hanoozam hamine
hamishe hamin boode
جالب بود تا حالا اينجوري بهش فكر نكرده بودم منم خيلي مردم! چندين بار شايد هزار بار يا بيشتر1 راستي خيلي از لاك پشتها گوشت خوارن! البته بيشتر ماهي مي خورن و جانوران دريايي كوچك!
Posted by: gijmangooli at March 2, 2008 8:17 AMبيشترين چيزي كه منو ناراحت مي كنه ناراحتيه...!
Posted by: فيلدوست at March 2, 2008 3:25 PMبی معرفتی و قدرنشناسی و نفهمی و ...
جدیدا" خیلی میمیریم...خیلی...
سلام.من فكر ميكنم منظورت از نامردي دروغگويي باشه و پايبند نبودن به صداقت .ميفهمم بهتر نيست كمتر اعتماد كني يا محتاط تر باشي. اما زندگي مثل يه رود هميشه جاريست و تو تغييري رو كه دوست داري در اطراف و جهانت حس كني از خود شروع كن.من تجربه كردم خوب بود شايد يه جاهايي بايد توقع و انتظاراتمون رو كمتر كنيم اگه اهل صداقت رو ديديم.تا زنده ايم زندگي كنيم من و تو همان ما هستيم كه در رويايمان است بهاري باشي عزيزم
Posted by: شبنم at March 3, 2008 10:44 AMچه مرگ و میریه اینجا!
مرگه ما هم مصادف میشه با گند زدن بنده در جلساتی یک مشت عرب یا انگلیسی زبان میشینن و بنده تو بعضی نکات کلیدی گند میزنم
ba nazaret sagha kamelan movafegham web kheyli mashtiiii dari naghola jedi jedi tarze fekraye khobi dari khosham az tarze fekret meyad marde khoub peyda nemeshe be nazare man on kesi ham ke mege doset dare hata age shohare adam ham bashe akharesh ye zarbe toye zendegi bayad be adam bezane mesle shohare khodam
Posted by: mahsa ganji at March 3, 2008 5:26 PMآپ کن لطفاً
Posted by: نیاز at March 4, 2008 1:03 AMدر مرحله جديدي از مردن قرار داري يا هنوزاز نامردي ها ناراحتي ؟؟؟!
Posted by: savijhe at March 4, 2008 11:38 AMسلام
ادم يه جورايي از چرت و پرتات خوشش مياد....من كه خوشم اومد...
موفق باشي
حالا ساغر حلوا ميدي يا بستني اينو بگو؟
Posted by: reza at March 7, 2008 12:20 AMمتنفرم ازش
متنفرم ازش
متنفرم از نامردي...
حالا
اينروزها واسم حكايت همون مار و پونه شده
چیزی که منو ناراحت می کنه تو نیستی پس خیالت راحت باشه!
Posted by: افیون at March 9, 2008 10:01 PMسلام تپلی
نامردی واسه شما خانمها مفهومی داره؟؟؟
فک نکنم. نچ یک جای کار لنگ است
نقرس؟
...از دروغ بدم مياد اما نه به اندازه اي كه دروغ بستن به حرفام عصبيم مي كنه.در اين حالت تقريبا شبيه حيوون ميشم.هاپ هاپ
...با تیغ توی دست راستم،رگ مچ دست چپم رو وا کردم..خونم آروم آروم تو آب گرم راه می رفت و می خورد به ران هام. انگار تو جکوزی ولو شده بودم ،فکر کنم مثل اون هم خاصیت آرامش بخش رو داشت،چون کم کم شل شدم و سریدم زیر آب... منم از ته دل می خندیدم وقتی دکترا می خواستن بدونن که علتش خفگی بوده یا از دست دادن کلی خون...(بخشهايي از داستان كوتاه آنچه در زير نهفته است)
اما من اولين بار اول دبيرستاني بودم كه مردم.ميشود چند سالگي؟
راستي منم هنرستاني ام.دست بده-نمي دونم چرا فكر كردم مي تونه اين موضوع برات جالب باشه-
بي وفايي...
Posted by: آناهيتا at March 10, 2008 9:34 PMمن از دروغ !
ايـــــــــــــــــــــــــــش اينقدر بدم مي آد .
از خالي بندي
اين منو خيلي اذيت مي كنه با اينكه بخوام صبح زود از خواب بيدار شم .
آها با اينكه آدم دروغگو فكر كنه كه من همه دروغاشو باور مي كنم .
اتو زدن هم ناراحتم مي كنه .
من كلا آدم ناراحتي ام...براي ناراحت شدن هم اينهمه زحمت نمي كشم....
بانوی دریا سلام
به چشمان شما مشکوکم...
شبهای روشن بروز است...
لیست ائتلاف اصلاح طلبان در تهران و شهرستان ها
لینک لیست:
http://www.etemaad.com/Released/86-12-21/103.htm
دکتره تو چشات نگاه کرد، چی شد که مُردی؟
واسه من دروغ!
Posted by: چشم غمگین at March 17, 2008 12:23 PMپاشو ساغري.. پاشو گردگيري كن.. خاك گرفته اينجارو دختر.. آپ كن:)
Posted by: ravan-nevis at March 18, 2008 8:30 PMکی بود می گفت مُردن بهترین بودن است؟!!
Posted by: hoda at March 22, 2008 2:05 AMSalam, Shayad Ahamiat Dashteh Bashe,1joraei ba nazare khodet yeksane va mortabet!
Bimarefatiiiiiiiiiiiiii
Bye For Now!!!
بابا نيما ميگه بيشترين چيزي كه ما رو ناراحت مي كنه نااميديه
Posted by: aptin at March 24, 2008 8:49 PMبهار حضور امید است
طلوع بیداریست و شکوفایی لحظه ها
لحظه هایت پر شکوفه چون بهار
وقتي كه ديگران رو ناراحت كنم
اين شعار نيست
Posted by: مهندس at March 26, 2008 4:13 AMباحاليا.. (:
Posted by: پسری با کفشهای کتانی at March 26, 2008 10:22 AMسلام ساغري.من از دروغ ودورويي خيلي ناراحت ميشم...كه زل بزنن توي چشمات و تند تند دروغ بگن ...
Posted by: saadat at March 28, 2008 9:11 PMسلام...
گاهي ما مي ميريم
گاهي ما نمي ميريم
گاهي نبايد بميريم ولي ميميريم
گاهي بايد بميريم ولي نميميريم
....
به به به به!
Posted by: Arjuna at March 31, 2008 4:53 PMdorogh!ziba neveshti
Posted by: ehsan maraghechi at April 2, 2008 9:27 PMvaghean hamin namardiye
doostani ke zakhmaye khanjareshoon tamame tane adamo por karde
sedaghat , marefat , va ... ena baraye man moheme
بیشترین چیزی که منو ناراحت میکنه دروغه...
Posted by: omidontop at April 3, 2008 2:14 PMبیشترین چیز عشقه
وابستگیه بی دلیله
دوست دارم از ریشه نابودش کنم
:-؟
Posted by: pirefarzaaneh at April 10, 2008 1:13 AMهيچي مثل دروغ منو ناراحت نميكنه..!
Posted by: fati at April 13, 2008 12:41 PMچیزی که منو ناراحت می کنه تنهایی هست .که 22 سال هست همراه منه .
Posted by: jasmin at April 23, 2008 10:16 AMدروغ
یکی بهم بگه که دروغ میگی
سلام
خیلی چیزا هست اما سعی میکنم زیاد بهش توجه نکنم چون بعضی چیزا یا بعضی کسا رو نمیشه تغیر داد ...
اما نامردی خیلی ناراحتم میکنه
چرت و پرت؟!!!!
نام وبلاگتون رو كه توي كانون شنيدم دلم خواست حتما وبتون رو ببينم
من كه چيزي نفهميدم؟