دستانم را گرفتی ... نگاهمان در هم گره خورد ... سکوتی شیرین بین مان حکم فرما شد ...
می دانی آن سکوت را دوست دارم .... اینکه ساعتها در کنارت بنشینم و کلامی بین مان رد و بدل نشود ... و وقتی از کنارت می روم احساس کنم ساعتها برایت حرف زده ام ... این را هم دوست دارم ...
دلم برای نگاهت .... دستانت ... آرامشت ... تنگ شده است ....
پ.ن بی ربط مهم : واقعا چقدر یک نفر یا یک عده می توانند بزدل باشند ... که در مکانی عده ای انسان بی گناه را منفجر کنند ... مرگ هم برای اینان کم است ...
هر از چند گاهي مي آيي ... گاهي مي ميري ! گاهي دستانت د ر دست كسي و بدون سخن حرف مي زني ! گاهي عصبي هستي .... گاهي گروهي بز در شهرتان بمب گذاري مي كنند ... خدا لعنتشان كند و ....
چه غلطي مي كني :دي
Posted by: amin at April 13, 2008 9:14 AMسلام.
سال نو مبارک .
موفق باشی .
مهمتر اينه كه اينهمه هم دروغ مي گن...10 نفر كشته شدن؟؟؟
Posted by: fati at April 13, 2008 11:00 AMطبق فرمايش شما با انوشه تماس گرفته شد متاهل تشريف داشتن
لذا اين آرزو واقعا محال شده!
واقعا بزدلن
Posted by: Heaven Searcher at April 13, 2008 7:39 PMحرف حساب جواب نداره
Posted by: دزدکی at April 13, 2008 9:07 PMدوز رومانتيسمش براي من يكم زياده :-)
Posted by: Bingala at April 14, 2008 12:33 AMشايد اگه همه مثه من و تو اين سكوت رو دوست داشتن
اون وقت هيچ وقت نمي شكستيم
و يا با ترس از شكست
ثانيه هاي زندگي را تنها رها نمي كرديم
در صفحه ي خاطرات
شايد كمي عشق هم به آنها اضافه مي كرديم
اي كاش همه اين جوري بودن
نوشته جات آشنایی داری . فرصت دیدن آرشیو نبود .
به نظر شکوه ها هم به گوش خدا نمیرسه این روزها . کاش مشغول خلقت مردمی بهتر از ما باشه .
نوشته هات باحال بود...یعنی یه جورایی تیپش مثه خودم بود...اگه خواستی سر بزنی بگو تا لینک بشوی عجیجم...:دی
سایتتم خوشکله ها......پروفایل 360 هم همینطور و اون پست مردم...مردی...مرد...:دی
قابلی نداشت///
حیف که هر از چند وقت از این جور اتفاقهای بد میوفته و اینبار اونجا...
بابا كجا هستي پيدات نيست ؟
سال نوت مبارك همشهري .
يه سري هم به ما بزن ، دلمان پوسيد در اين غربت...
اين ها رفتني ست.. اين راه هم دوست بدار!!
Posted by: داستانک at April 16, 2008 8:23 PMراست میگی،واقعااااا مرگ هم براشون کمه ...
پست قبلیت خیلییی قشنگ بود:))
من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که قبل از هر فریادی لازم است!
و ندایی که به من می گوید صبح نزدیک است!
////////////////////
سلام
مطالبتون زيبا و بر آورده از احساستونه/ كه همين به زيبايش اضافه مي كنه/
موفق باشيد
هميشه موفق و شاد و عاشق باشيد
Posted by: maral at April 17, 2008 7:48 AMحالا شما خودشو ناراحت نكن :دي
از كجا معلوم منفجر كردن آخه ؟؟
بعد از آن مردن ها.. حالا با دستان يار بيدار گشتي.. زنده گرديدي :)
Posted by: khosh-khat at April 18, 2008 4:08 PMسکوت دوست داشتنی.. تجربه اش کم تکرار می شه
Posted by: Shaghayegh at April 19, 2008 2:29 PMيه ديالوگ داره پالپ فيكشنفزماني كه اما تورمن و تراولتا تو رستوران خرگوش حقه باز نشستن...
تورمن: من اين سكوت رو دوس دارم.تنها تو اين مواقع كه با چرت و پرت گفتن حوصله هم رو سر نمي بريمه كه ميفهمي طرفت ارزشش رو داره...(البته اين مفهومه ديالوگ بود)
میدانی تا حالا هیچ کسی نتونسته نگاهی که تو برمن داشتی را داشته باشه.. سکوتی که تو داشتی..
Posted by: سارا at April 20, 2008 11:12 AMمنم باهات موافقم مرگم واسشون كمه......اون پستت كه نوشته بودي نامردي ناراحتت ميكنه يه جورايي حس كردم متن و خودم نوشتم.....موفق باشي.
Posted by: dokhtar bahaar at April 21, 2008 2:37 PMسلام دوست خوبم ...
خيال دلكش پرواز در طراوت ابر
به خواب مي ماند.
پرنده در قفس خويش
خواب مي بيند ...
هميشه شاد و مهربان باشي ...
تبادل لينك اگه مي كني برام پيقام بزار
Posted by: شاهین at April 23, 2008 2:41 PMبهت لینک دادم ساغر جان...
Posted by: قره قوروت at April 23, 2008 3:05 PM.... ... .... صدای تو خو ب است.
Posted by: momo at April 23, 2008 10:28 PMنه! بي صدا مي خنديد زير پوستي
Posted by: me! at April 25, 2008 5:46 PM یه وقتایی دوست دارم داد بزتم بهت بگم خیلی قشنگ مینویسی
2 یا 3 سال هست همیشه به اینجا سر میزنم
سلام.
مي دوني چرا اون سكوت رو دوست داري؟ دليلش اينه كه اين تنها حقيقتيه كه وجود داره!
آره سكوت! كه فقط تو سكون و آرامش مي توني پيداش كني :)
خيلي جالبه كه سكوت رو دوست داري!
اكثر آدمها فقط مي خوان حرف بزنن و از سكوت بدشون مياد...!
همه دلتنگ عزيزي هستند
Posted by: shiva at April 27, 2008 12:15 AMنميدونم ببخشيد من اينجا كامنت گذاشته بودم ولي حالا نيست
كي با من دشمنه دستش بالا
بيخيال
دوست ميخواي خوب اولبايد بگي براي چي
يه عده دوست ميخوان براي دردو دل يه عده دوست ميخوانبراي زندگي يه عده دوست ميخوان براي تفريح
من دوست ميخوام براي اارامش
و تو براي چي
حالم اين روزا خوب نيست چرا هيشكي متوجه نميشه واين بيشتر احوالموبهم ميريزه
Posted by: یه مهربون at April 28, 2008 9:34 AMپارگراف اول رو چقده دوست داشتم
Posted by: ییلاق ذهن at April 29, 2008 1:23 AMسلام ساغري ممنونم شيرينيش حالا بماند
جايي دوري نيستم همون دور رو ورام شيرازم پيش خودتون
man ke konkooriam vase in bye bye dadam oon var too flicker
kam be ma sar mizani in var(!)refighe ghadimi
!!
یک دوست کافیه!؟ :)
Posted by: داستانک at May 3, 2008 12:42 PMسلام ....
Posted by: هیچستانی at May 3, 2008 2:08 PMسلام . منو میشناسی ؟ برام تو فلیکر نظر دادی دیدم وبلاگ هم داری اگه دوست داشتی این هفته تو برنامه سایتت رو معرفی کنم . خبرشو بهم بده .
Posted by: SHIVA at May 7, 2008 12:03 PMآپم مثالا.
Posted by: [هیچستانی]مهدی پارسی at May 9, 2008 6:25 AMمربوط به پست بالا:
شما سريعا موبايلتون رو براي بنده ارسال كنين تا در اسرع وقت به تقاضاتون رسيدگي بشه!
با تشكر :))
سلام با تاخير ،حرف شما رو تا ييدمي كنم ...
Posted by: pupak at May 16, 2008 1:39 PMبا سلام
با توجه به برگذاری اولین مجمع عمومی کانون وبلاگ نویسان شیراز در تاریخ چهارشنبه 8/3/1387 ساعت 11:00 صبح در باغ مهر جوان از شما دوست محترم شیرازی دعوت میشود در این جلسه حضور به هم رسانید و با بیان نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود ما را در ادامهی هرچه بهتر راهی که آغاز کردهایم یاری فرمائید.
1. کانون وبلاگنویسان شیراز در آغاز با نام اختصاری "وبانه" در سال 1383 تاسیس شد و جلسات ماهانه آن با حضور تعدادی از وبلاگنویسان شیرازی برگذار میشد. با توجه به عدم وجود اساسنامه و تقاضای اعضاء تصمیم بر ان گرفتیم که وبانه را در سازمان ملی جوانان به عنوان یک سازمان مردم نهاد ( NGO ) ثبت نمائیم. این امر از نیمهی سال هشتاد و شش اغاز شد و اکنون که در آستانهی اولین مجمع عمومی کانون قرار داریم، وبانه با نام "جمعیت جوانان زیتون" در سازمان ملی جوانان به ثبت رسیده است.
2. هدف کانون در دو شاخهی اصلی تعریف گردیده، اوّل کمک به ارتقاء سطح وبلاگ نویسی و گسترش دنیای مجازی و دیگری همیاری وبلاگنویسان محترم شیرازی در انجام امور اجتماعی.
3. در این موارد با کمک شما و سازمان بهزیستی و همچنین دفتر کمکهای سازمان ملل متحد "یونسکو" امیدواریم که نقشی موثر در جامعه ایفا نمائیم.
4. برای سرعت بخشیدن و ایجاد نظم وبانه به چند بخش کوچکتر تقسیم شده.
1. بخش پارس شناسی و گردشگری
2. بخش اجتماعی
3. بخش زنان
4. بخش فرهنگی
5. بخش مذهبی
6. بخش ادبی
7. بخش هنری
که عضویت وبلاگ نویسان شیرازی در هر بخش، چندین بخش و یا همهی بخشها با توجه با علاقهی آنها امکان پذیر است.
در پایان از شما دوست گرامی خواهشمندم با اعلام حضور خود در سایت وبانه یا ارسال پیام به پست الکترونیک webaneh@gmail.com ما را در برنامه ریزی بهتر مجمع عمومی یاری فرمائید.
يك دوست مي خواهي؟
بدون كامنت؟
مدعي زياد است.
ببين كسي هست كه روبرويت بنشيند و آنقدر به تو زل بزند تا اهلي شوي...؟
سلام دوست عزيز وبسایت پر محتواي داريد آيا مايليد با هم تبادل لينک داشته باشيم ؟
در صورت مايل بودن لينک ما را با نام اخبار ایران در وبسایت خود اضافه کنيد
با تشکر
دلم گرفته نشانی یه دوست رو از مدتها پیش توی کامنتت دیدم اومدم ببینم باز هم برات چیزی نوشته یا نه ....انگار تو رو هم فراموش کرده...اگه دیدیش بهش بگو دلم گرفته
Posted by: مرده at February 4, 2009 4:17 PM