دلم میخواهد به یک دشت بروم ... اصلا بیا تصورش کنیم ... چشمانت را ببند ... تصور کن ...دشتی سبز ... پر از گندم و درخت ... صدای باد ... صدای باد را میشنوم ...صدای باد لابه لای گندم زار ... هیس ... گوش کن ...
آن پرنده ها را میبینی ... دور هم جمع شده اند و میخوانند ... مثل لا لا لا ... لا لا لا لا ... من هم میخوانم ... تو هم بخوان ... آن اسب هایی که وحشیانه می تازند ... آن یکی از همه خوشگل تر است ... آن که قهوه ای است ... نه آن یکی ... آن که جلوی بقیه ایستاده است را میگویم ... نگاه کن چگونه با آن اسب سفید بازی میکند ... آن دورتر صدای آب را می شنوی ... آن رودخانه را دوست دارم ... پاچه های شلوارم را بالا میزنم ... و به درون رودخانه میروم ... هوم م م م م .... چه آب سردی ... همه وجودم سردی آب را در خودش فرو میبرد .... دوست دارم همان طور که در رودخانه ایستاده ام به گندمزار نگاه کنم ...
صدای باد لابه لای گندمها ... خواندن پرنده ها ... صدای آب رودخانه که به سنگ ها میخورد ... آه ... آه که چقدر این منظره را دوست دارم ... آن ماهی های کوچک را میبینی ؟ ... کاش آن ابر به این طرف بیاید و نم نم بارانی شروع به باریدن کند ... می خواهم تمام وجودم غرق در این زیبایی شود ... می خواهم آب شوم ... آب شوم ... به پای این گندم ها بروم ... از کنار آنها حرکت کنم ... در آن دشت بزرگ غرق شوم ... زمین من را در خودش فرو برد ... میخواهم رها شوم ... در اعماق زمین ... رها شوم ...
------------------------------------------
پ.ن بی ربط احساسی : یادش بخیر ... یادش بخیر ... آنچنان ساده آمدی ... که غرق در سادگی آمدنت بودم ..... که ساده رفتی ... حال مدتها وقت دارم که غرق در سادگی رفتنت باشم ....
vaghean dast be neveshtanetam khooobe
matnet por az rooohe ... adamo jazb mikone
talfighi az tasavorate jaleb hamgam ba vagheiiyat
اگه میشد به همین راحتی تصورات ذهنی خودمون رو به این چیزهایی که دلمون می خواد طی کنیم که خوب میشد .
ولی نمیشه ... من که نمیتونم .
.
ساده امد . ساده گرفتیش . ساده رفت .
دلم يه هوو هواتو كرد..
منو كه يادته ؟...اميدوارم البته
مراقب خودت باش..موفق.
Posted by: Mr.Lover at July 23, 2008 3:40 PMسلام .
کاش فقط رویا نبود .
در حال حاضر که تو یه خیال هم باید به فکر حل مشکلات بود .
اما خیلی خوبه که هر چند گاهی به آرامش فکر کنیم .
سلام
آي گفتي....
حست مثل من شده ها....
مرسي كه سر زدي خوشحال شدم.....
شاد باشي....
Posted by: tanhaeey at July 23, 2008 5:14 PMبلاگ خوشکلی داری
Posted by: aMiN at July 23, 2008 8:23 PM8->
Posted by: دزدكي at July 23, 2008 9:24 PMدل من کویر می خواد...
شب کویر...
...
راستی پی نوشتت خیلی ملموس بود...
بابا ساغر جووون ... همون اول كه چشمامو بستم ديگه نتونستم بخونم...
Posted by: fati at July 24, 2008 10:38 AMيه سرزمين رويايي...........
Posted by: پارسا at July 25, 2008 1:49 PMدرود بر تو.
تو هم از ما بودي و ما خبر نداشتيم.
طبعت روان باد
Posted by: مسعود زارع مهرجردی at July 25, 2008 7:14 PMعجب جاييه فوق العادس كاملا ميفهممش من يه مدت طولاني همچين جايي
زندگي ميكردم هر روز از صبح تا شب,اما منم ساه گرفتمش و ساده هم از
بين رفت , پس منم با تو چشمامو ميبندم رفيق.اما من بياد اون روزا اين كارو
ميكنم
من اولین بار هست که میام اینجا...همه از نوشتت تعریف کردن...ولی هیچکس توجه نکرده: دلم میخواهد به یک دشت بروم ... اصلا بیا تصورش کنیم ... چشمانت را ببند ... تصور کن ...دشتی سبز ...
اگه چشماتو ببندی دیگه نمیتونی بخونی...من نمیدونم اینا چجوری تصور کردن؟؟؟ چرا ملت خالی بند شدن...؟؟؟
قشنگ بود ولي چه فايده؟ دوباره از چاهي چشمه اي چيزي مياي بيرون
Posted by: pirefarzaaneh at August 3, 2008 1:16 PMدوست دارم تو همچين فضايي ساز دخني بزنم ساز رهايي
Posted by: علی at August 6, 2008 11:47 PMاو اگر رفت ،غرق در ماند باش..
Posted by: داستانک at August 7, 2008 9:41 PMسلام ،یه مطلب گزاشتم توی وبلاگم با عنوان «سوختن زیر سایه» خوشحال می شم بخونیدش
Posted by: پارسا بهمنی at August 20, 2008 12:36 PMیاد تمام یادش به خیرهامان بخیر...
Posted by: پپلینو at August 23, 2008 2:35 AMسلام ساغر جوونم
اي كاش روياهاي همه به حقيقت بپيوندد اما اين تنها با تلاش خود فرد بدست مي آيد و چندان هم دور از حقيقت نيست ...
من هم وقتي مي خواهم آزادي را در ذهنم به تصوير بكشم.. تصور مي كنم كه بر فراز دشت ها ي زيبا (يكي از آن دشت ها هم دشت رويايهاي توست) با بالهاي خودم پرواز مي كنم :) ....
سلام من چند وقت پیشا یه همچین جایی بودم ولی اسب نداشت خلاصه کلی منو اروم کرد و خیلی رویایی بود
Posted by: سیروس at August 24, 2008 2:55 PMاون تیکه اخری خیلی لطیف بود...یادش بخیر.
Posted by: علی at August 25, 2008 12:47 AMسلام
اینروزها تهران شیراز است
شبهای روشن بروز شد...
Posted by: مسعود زارع مهرجردي at August 28, 2008 1:47 AMقلمت خيلي زيباست ساغر خانم
من كه واقعا لذت بردم از خوندن سايتت
سلام.
راه پیروزی
راه رسیدن به موفقیت وآزادی مالی
20 تا 50% سود ماهیانه
برای شیرازی ها...
09363560923
www.vin-shiraz.blogfa.com
اگه رفتی هکچین جایی سعی کن با سکوت ازش لذت ببری
فوق العاده
Posted by: Hadi at September 16, 2008 12:59 PMواقعا قشنگ بود. چند بار خوندمش.
Posted by: علی at September 18, 2008 3:14 AMتصوير قشنگي بود حالا كه اينطوره منم ميخوام...:دي!!!
Posted by: acacia at September 19, 2008 3:02 PMپوووووووووووووف !
Posted by: اسماعيل at September 27, 2008 8:31 PMهنوز هم در آرزوی دشتی...!!؟
Posted by: Dastanak at September 29, 2008 3:29 PMیادش بخیر ...
Posted by: Heaven Searcher at October 3, 2008 2:00 AM