March 30, 2010

می خواستم نظم دنیا را بهم بریزم ....

عاشقم کرد ...
عاشقش شدم ...
به او رسیدم ...
او را بوسیدم ....
او من را خواست ...
من او را خواستم ...
در آغوش گرفتمش ...
از آغوشم بیرون آمد ...
رهایم کرد ...
و ...
رفت ...

ولی دنیا آمد و نظم زندگیم را بهم ریخت ...

Posted by Saghariii at March 30, 2010 12:18 PM