September 16, 2010

آرام نشسته اَم ... گوشه اتاق ... پشت به صندوقچه خاطرات ... و قلب شکسته اَم .... دیگر درد نمی کند ... دیگر دلم را به درد نمی آورد ... من قوی هستم ... او را پشت سر گذاشته ام ... از او و خاطرات بَدَش رد شده ام ... دنیایم قشنگ شده است ... روزهایش هم روشن شده است ... آرام می ایستم ... با قدرت ... روی همین پاهای ناتوان ... می ایستم ... به سوی دنیای جدیدم می آیم ... من قوی هستم ....

مثل همیشه ...

Posted by Saghariii at September 16, 2010 4:22 AM