November 28, 2010

خاطراتت را گذاشتم درون صندوقچه ... و صندوقچه را بَغَل کرده اَم ... می ترسم که از من دور شوند ... می خواهم هِی خاطراتمان را مَزه مَزه کنم ... تا لحظه ای که خودت را در بَغَل بگیرم ...

Posted by Saghariii at November 28, 2010 1:38 AM