آدم گاهی دلش می خواهد ... اشک بریزد ... اشک هایش قطره قطره گونه اش را خیس کند ... توی شکلات گرمش بریزد ... نگاهی به آنها کند ... دوباره اشک بریزد ... بی اندازه ... بی نهایت ... تا آرام شود ...