August 23, 2011

می دانستی ...
از صبح که لبانم را بوسیدی هنوز جایش را نشستم ...
حتی نگذاشتم دستم به آن بخورد ...
حتی نگذاشتم خودت دوباره آنجا را بوس کنی ...
بوسه ی صبح برایم طعم دیگری دارد ...

Posted by Saghariii at August 23, 2011 6:31 PM