March 14, 2014

بعضی وقت ها ...
امان از آن بعضی وقت ها ...
که دوست داری همه ی زندگیت را جمع کنی و بگذاری درون یک صندوقچه.
صندوقچه را چال کنی و راه بیفتی و بروی ...
و دور شوی از همه جا ...
و فراموش کنی ...
همه ی گذشته را٬ همه ی حال را ...
و حتی هر لحظه از آینده را ...
می خواهی به یاد نیاوری هیچ کسی و هیچ چیزی را ...
می خواهی احساس کنی تنها هستی ...
تنهای تنها ...
بعضی وقت ها مردن چه قشنگ می شود ...
و چه بد است ...

Posted by Saghariii at March 14, 2014 9:09 AM