من اون آدمی نیستم که همه میبینن ، من اون آدمی هستم که هیچ کس نمیبینه .......
----------------------------------------
وبلاگ نویسای شیرازی قصد ندارین یه قرار بزارین همدیگرو زیارت کنیم ؟؟؟
از چپ : فروردين ارديبهشت

از چپ : خرداد تير

از چپ : مرداد شهريور

از چپ : مهر آبان

از چپ : آذر دی

از چپ : بهمن اسفند

رک و رفقا سام علیک
چطورین یا بیترین ؟؟ اوضو احوالتون خوبه ؟؟ من که گلاب به روتون فک کنم کم کم دارم پیر میشم ، حالو بعد عملو لوزو خوب شده چیشوم عفونت کِدِه بَد رقم ، یعنی هر رو یی مرگیم هس خلاصه ، البته خدا رو شکر می کنمااا نا شکر نیسم ولی ای کاش من هم پرنده بودم در آسمانها پر می گوشودم ........ امروز جز همه مشکلات و بدبختیام یی چی دیدم کلی دلوم کباب شد ، هر روز که می خوام برم شرکت مامانم از 4 راهی که من اسمشو گذاشتم 4 راه خلدبرین رد میشه حالو نمیدونم اسم اصلیش چی چیه .... خلاصه ما هر رو یی پسر بچه ای رو میدیدم که به زور می خواس شیشه ماشین رو کثیف کنه ، معمولا مامان بهش پول میداد ولی نمی ذاشتیم شیشه رو پاک کنه ، اسمش هم حمید و 8 سالش هست خلاصه امرو که از اونجا رد شدم دیدم همه دوساش هسن حمید نیس ماشالا چراغ قرمزم که N سال طول میکشه واسه همین به یکیشون گفتم حمید کو ؟؟ گف فعلا نمیاد ، گفتم چرا ؟ گف دیرو پول در نیورده بود شب که رفته خونه باباش حسابی زدتش بعدم بردتش بیرون وقتی برگشته بدون حیمد بوده معلوم نی کدوم گوری ولش کرده ، گفتم مگه میشه ؟؟؟ گف ها او آبجیش از او بپرس خود آبجیش بهم گف ، به قول اون آبجیش که دید ما داریم نگاش می کنیم فک کرد من دعا می خوام وقتی اومد نزدیک دیدم یه دختر بچه که مطمئنا بیشتر از 6.7 سال نداشت یه طرف صورتش پر زخم بود زیر چشماش هم کبود ، تا رسید شروع کرد که خانوم یه آیت الکرسی بخر ؟!! وقبل از که برسم احوال حمید و بپرسم چراغ سبز شد و ما رفتیم ولی صبح تا حالا دارم فک می کنم حمید چی شده و کجاست ؟؟ با اینکه آدم روزی 1000 تا از این بچه ها میبینه ولی بازم فک می کنم چرا اینا باید اینجوری زندگی کنن ؟؟!!! و یه نفر حتی 1 ساعت هم سختی نکشه ، 1 ساعت هم گشنه نمونه .............
اونایی که باید بمیرن ، زندگی می کنن
اونایی که باید زندگی کنن ، می میرن
من نمی خوام واسه مرگ زندگی کنم ، می خوام واسه زندگی کردن بمیرم .........