November 28, 2005

تو ....

تو از مردی فقط همون که تو شلوارت هست رو داری و خلاص ....


از معرفت فقط اسمش رو بلدی .... و از عشق ...... حتی هجی ( هججی* ) کردنش رو هم بلد نیستی .....


_________________________________

* به علت نداشتن تشدید ......

Posted by Saghariii at 12:31 AM | Comments (50)

November 15, 2005

دادگاه .....

دادگاه علنی است ....

متهم : ... ساغر ....
شاکی : ... ساغر ....
وکیل : .... ساغر ....
دادستان : ... ساغر ....
.
.
.
.
.

قاضی : ... ساغر ....

جرم : ... خیانت به روح ، به جسم ، به ارزشها ، به فکر ، به زندگی و ...... به ساغر ....
.
.
.
.

حکم : ... قصاص ....


Posted by Saghariii at 3:55 PM | Comments (43)

November 9, 2005

.....

یه روزایی واقعا واسه خودم متاسف میشم ... نمی دونم چرا .... یعنی می دونم ... چون از کارای خودم متاسف میشم .... چون عوض شدم .... می بینم این منی که الان هست من نیستم ... این منی نبوده که همیشه ادعاش رو داشتم .... نمی دونم ... اصلا چرا اینا رو دارم میگم ... اینو هم نمی دونم ....

Posted by Saghariii at 1:26 PM | Comments (24)