عشق اولم ، عشق آخرم ، با تو زندگي شده باورم
چه شكسته ام ، بي تو خسته ام ، دل پر اميد به تو بسته ام
من كه زندگيمو باختم واسه يه لحظه ديدنت
نذار باز دلم بسوزه دوباره وقت رفتنت
بي تو دلم خون ميشه اگه نيايي
تو سينه داغون ميشه بگو كجايي
داد از جدايي
بي تو دلم خون ميشه اگه نيايي
تو سينه داغون ميشه بگو كجايي
داد از جدايي
گل نور من ، همه شور من ، اي ستاره ی پر غرور من
اي پناه من ، تكيه گاه من ، دل شكسته بي گناه من
من كه زندگيمو باختم واسه يه لحظه ديدنت
نذار باز دلم بسوزه دوباره وقت رفتنت
بي تو دلم خون ميشه اگه نيايي
تو سينه داغون ميشه بگو كجايي
داد از جدايي
واقعا الاغم .... نه فقط چون از کار کردن لذت می برم ... نه فقط چون بار می کشم .... نه فقط چون گوشم درازه .... نه فقط چون توی طویله هستم ....
چون هر چی ناراحتم می کنی ، هر چی می شکنیم .....
بازم عین الاغ دوستت دارم .....
....................
...................
..................
.................
................
...............
..............
...............
................
.................
..................
...................
و الاغ ترم .... چون این رو هم می دونم ....... ولی باز هم ......
آخرش نفهمیدم ما زندگی می کنیم ..... یا زندگی ما رو ........
خدا هم خوب همه ما را سر کار گذاشته است ....
--------------------------------------------------------------------------------------------------
مدتی است در اکثر نوشته هایم یک نکته مشترک است .... نوشته هایم بوی مرگ می دهد ....
من اگه قرار بود جزء اشیاء باشم .... دوست داشتم یه بطری بودم .... یه بطری سبز ... که یه نامه داخل بطری باشه ... سرش هم چوب پنبه ای باشه ... و بندازنش تو دریا .....

تو اگه قرار بود جز اشیاء باشی .... می خواستی چی باشی ؟