December 1, 2007

الهه آرامش ....

Head Phone را توی گوشم میگذارم ... چشمانم را میبیندم ... انگار وارد دنیای دیگری شده ام .....
Ring My Bell , Ring My Bells .... میخواهم به یاد بیاورم ... آن کوچه را ... آن مسجد با نمای خنده دار و زشتش را ....
Somtimes U Love Her , Somtimes U Don't .... آن حس شیرین با هم بودن ... آن خنده های از ته دل ....
Sometimes U Need It Then U Don’t And U Let Go .... صدای Enrique گوشهایم را نوازش میدهد .... انگار این تو هستی که در گوشم زمزمه می کنی ....
Sometimes We Rush It , Sometimes We Fall .... صدای قدمهایمان ... صدای تاپ تاپ قلبم را هم میشنوم ....
It Doesn’t Matter Baby We Can Take It Real Slow .... آن آرامش با تو بودن را حس میکنم ....
Ring My Bell , Ring My Bells .... چشمانم را باز نمیکنم ... میخواهم آن آرامش همه وجودم را در بر گیرد ....
Coz The Way That We Touch Is Something That We Can’t Deny .... هوم م م م م ... چه حس قشنگی ... به یاد می آورم ....
And The Way That U Move Oh It Makes Me Feel Alive .... آن شکلات ... شیر روزانه .... انگار که تو همین حالا در صندلی کنارم نشسته ای .......
Ring My Bell , Ring My Bells .... بوی چمنهای خیس ... پارک .... صدای اطرافیانمان را هم میشنوم ....

آهنگ عوض میشود ....

به تو مدیونم همیشه مگه میشه بی تو باشم ، از شبی که روبروم چه جوری بی تو رها شم ....
به تو مدیونم همیشه مثل شب به صبح فردا ، مثل موج سرد تنها به نگاه ناز دریا ...
به تو مدیونم همیشه من خسته من بی روح ، مثل خاک سرد و تشنه به نوازشهای بارون ...
به تو میرسم دوباره زیر رگبار ستاره وقتی بارون نگاهت تا حریر شب می باره ....
اگه پایانی نباشه واسه بغض و خستگی هام چه جوری برگردم از این جاده های بی سرانجام ....
تو خدای عاشقایی به تو مدیونم همیشه ... وقتی اسمت میارم لحظه لحظه تازه میشه ....

من و تو .... با نور آبی و قرمز ....

این ها ملودی زندگی من است ... دوستشان دارم .... تو الهه آرامش من شدی ... می دانستی ؟!!

Posted by Saghariii at 5:21 PM | Comments (49)