September 30, 2010

با توجه به تبلیغهای کانال پی اِم سی و از این قبیل کانال ها به نظر میاد وسایل مورد نیاز جامعه ما فقط در کاندوم و لارجر باکس و لوازم آرایش خلاصه می شود ...

Posted by Saghariii at 5:04 PM

September 29, 2010

دلتنگی ، دلتنگیست ... کم و زیاد دارد ولی تمامی ندارد ...

پ.ن : آدمها همیشه چیزی برای دلتنگی دارند

Posted by Saghariii at 4:35 AM

September 28, 2010

این روزها عشقها شبیه آلرژی شدن ... گاهی هستن ، گاهی نیستن ...

پ.ن : آدمها خیلی عجیب شدن ...

Posted by Saghariii at 1:17 AM

September 27, 2010

گاهی فکر می کنی تو عاشق تر از مجنون هستی و دیوانه تر از فرهاد ....
گاهی می بینی تو یک الاغی پیش نیستی که به ظاهر لیلی اَت رویت سوار شده ....

Posted by Saghariii at 12:37 PM

September 26, 2010

خواهر و برادری که 200 سال است خارج از کشوری و وقتی با شما مصاحبه می شود هی می گویید ایران عالیه ، شما نمی دونید چی دارین ، شما قدر ایرانُ نمی دونین ، من پام برسه ایران خاک ایرانُ می بوسم ، بجای گ ُ ه خوردن زیادی پاشُ بیا همینجا هم خاکشُ ببوس هم ما روشنت کنیم که اگه قدرشُ نمی دونسیم ما هم 200 سال بود ایران نبودیم ...

Posted by Saghariii at 5:53 PM

September 25, 2010

نمی دانم آنها که راحت خیانت می کنند ، می گذرند ، فراموش می کنند ، بیخیال می شوند و دوباره با کسی دیگر از اول شروع می کنند ، مشکل دارند ... یا آنها که اینجوری نیستند ...

Posted by Saghariii at 12:37 AM

September 24, 2010

یه وقتایی هست که ... آدم از خودش هم فرار می کنه ... آدم حوصله خودشُ هم نداره ...

Posted by Saghariii at 3:38 PM

September 23, 2010

من روزی را می بینم که به جای سگ و گربه ، انسانی گوشه خیابان افتاده است و انسانه ها بی تفاوت از کنارش عبور می کنند ...

Posted by Saghariii at 10:50 PM

هر کاری هم که کنی دنیا یک وقتهایی دوست دارد با تو لَج کند ... این رسم دنیاست ...

Posted by Saghariii at 12:39 AM

September 22, 2010

یه وقتایی یه نفری که اصلا نمی شناسیم اون طرف دنیا یه چیزی مینویسه که دقیقا حرف دل ماست و دلمان را بسی خنک می کند ...

Posted by Saghariii at 12:38 AM

September 21, 2010

در ایران به ازای هر ده هزار شعار یک کار عملی انجام می شود ...

Posted by Saghariii at 8:37 PM

September 19, 2010

عاشق که باشی بدی های دنیایت هم زیبا می شود .... سختی هایش آسان می شود ... دردهایش شیرین می شود ... اصلا دنیا آسان می شود ...

Posted by Saghariii at 11:58 PM

این روزها ... بُغضم که میگیرد ... سریع دلم هم می گیرد ... چشمانم پر اشک می شود ... و لبانم می لرزد ... آهی از سری دل تنگی از دهانم بیرون می آید ... و نفس عمیقی کشیده می شود ...

این روزها زود به زود دلم میگیرد ....

Posted by Saghariii at 4:31 AM

September 17, 2010

گاهی از سر دلتنگی هم که شده چند قطره ای اشک می ریزم ... نه برای تو ... برای آن اوقات خودم ...

Posted by Saghariii at 1:16 AM

September 16, 2010

آرام نشسته اَم ... گوشه اتاق ... پشت به صندوقچه خاطرات ... و قلب شکسته اَم .... دیگر درد نمی کند ... دیگر دلم را به درد نمی آورد ... من قوی هستم ... او را پشت سر گذاشته ام ... از او و خاطرات بَدَش رد شده ام ... دنیایم قشنگ شده است ... روزهایش هم روشن شده است ... آرام می ایستم ... با قدرت ... روی همین پاهای ناتوان ... می ایستم ... به سوی دنیای جدیدم می آیم ... من قوی هستم ....

مثل همیشه ...

Posted by Saghariii at 4:22 AM

September 15, 2010

یه وقتایی یه بُغض گنده تو گلوت داره خَفَت می کنه ...
یه وقتایی بین همه کسایی که دوسشون داری هستی ولی دلتنگشونی ...
یه وقتایی هِی میخوای آب دهنتُ قورت بدی ولی نمیشه ...
یه وقتایی دلت می خواد بری تو بَغَل اونی که همه زندگیته تا بتونی نفس بکشی ...
.... ولی ... نمی تونی ........

Posted by Saghariii at 3:20 AM

September 14, 2010

گاهی دلت سکوت می خواهد ، سکوتی به وسعت یک فریاد ، به اندازه یک دنیا ، به آرامی یک دریا ...

Posted by Saghariii at 11:32 PM

یه وقتایی باید چشماتُ ببندی و آروم تو دِلِت با خدا حرف بزنی ... شاید صداتُ نشنوه ولی اینجوری شاید حرف دلتُ بشنوه ...

Posted by Saghariii at 12:32 AM

September 13, 2010

خدا ، میشه یکم سر و صدای دنیارُ کم کنی صدامُ بشنوی ...

Posted by Saghariii at 10:25 PM

September 12, 2010

دیروز که می آمدم ... خدا را دیدم ... روی پله ها نشسته بود ... آرام ... نگاهم نکرد ... ناراحت بود ... از دست آدمها ... او هم دلش گرفته بود ...

Posted by Saghariii at 2:01 PM

September 11, 2010

من از وابستگی گریزان بودم ... وابسته اَش شدم ...
من از عشق گریزان بودم ... عاشقش شدم ....
من از انتظار گریزان بودم ... منتظرش شدم ...
من از هر چه گریزان بودم ... به آن رسیدم ...
برای رسیدن به او ...
عاشقش شدم ...
زندگی اَم شد ...
دنیایَم شد ...


پ.ن : دلم واست یه ذره شده احسانَک

Posted by Saghariii at 11:17 PM

اونی که قرار باشه بره ... میره ... چه بخوایم چه نخوایم ....


پ.ن : همون بهتر که بعضیا قراره برن و میرن

Posted by Saghariii at 6:33 PM

September 10, 2010

یه وقتایی دوست داری ...
بری یه جای بلند ...
چشماتُ ببندی ...
یه نفس عمیق بکشی ...
و ...
خودتُ پَرت کنی پایین ...
پرواز کنی ...
مُعَلَق شی ...
و ...
آروم نفس بکشی ....

Posted by Saghariii at 5:10 AM

September 9, 2010

بعضی عشقا همیشگی هستن ... می شینن یه گوشه قلبتُ آروم آروم رشد می کنن ...


پ.ن : مثل عشق به مامان

Posted by Saghariii at 12:23 AM

September 8, 2010

یک وقتایی آسان می شود ... یک وقتایی سخت ... زندگیست دیگر ... باید بگذرد ... بگذار بگذرد ... فقط بگذرد ....

Posted by Saghariii at 11:47 PM

September 7, 2010

معمولا هر کی خیلی ادعای با جنبه ایش میشه ، یک آدم کاملا بـــی جـــَنــبَــــست

Posted by Saghariii at 12:09 AM

September 5, 2010

خوشبختی نزدیک است ... همین گوشه کنار ها ... لا به لای همین خنده ها ... پشت همین نگاه ها ... کنار همین لحظه ها ... فقط باید پیدایش کنیم ....

Posted by Saghariii at 12:02 AM

September 1, 2010

دنیا ، دنیای کثیفیست ... آدمها از دور همه دوست داشتنی اند ... ولی از نزدیک ، ترس آور ...

Posted by Saghariii at 1:08 AM