October 31, 2010

هیچوقت نمی فهمی چقدر قوی هستی ، تا وقتی که تنها راهی که داری اینه که قوی باشی


پ.ن : مجبوری ...
پ.ن 2 : معمولا خیلی وقتا مجبوری ...

Posted by Saghariii at 4:27 PM

دلم که تنگ می شود ... می روم سراغ خاطرات ... خاطراتم را ورق می زنم ... دلتنگی اَم بیشتر می شود ... ولی آرامم می کند ... با لبخندی ... آرام می گیرم ...

Posted by Saghariii at 3:30 AM

October 30, 2010

تو ایران هر نَسلی ، نَسل سوخته هست

Posted by Saghariii at 3:05 AM

October 29, 2010

بچه که هستی ، دلت می خواد بزرگ باشی ... بزرگ میشی ، حاضری همه چیتُ بدی که بچه بشی ...

Posted by Saghariii at 9:02 PM

October 28, 2010

دلمان شده گورستان خاطرات ...
چه خاطرات خوب چه بد ...
گاهی آرام می آیند زیر زبانمان ، مَزه مَزه اِشان می کنیم ...
و می فرستیمشان همان جا که بودند ...
ای کاش بعضی خاطرات کلا پاک می شدند ...
و بعضی روز به روز پر رنگ تر ...

Posted by Saghariii at 1:31 PM

اثر انگشتمون همیشه تو زندگیه اونایی که دوسشون داریم می مونه ...

پ.ن : یکی همیشه اینُ می گفت


Posted by Saghariii at 1:29 AM

October 27, 2010

دوست داشتن به تعداد دفعات گفتن نیست ... حسیست که باید بی کلام هم لمس شود ...

پ.ن : حسی که تو دست من را میگیری و در چشمانم نگاه می کنی ... و همه وجود من به لرزه می افتد ... و من تا اعماق ذهن تو را لمس می کنم ...

Posted by Saghariii at 4:04 AM

October 26, 2010

دوستت دارم ... بخاطر خودت ...
مثل ستاره ها که ماه را دوست دارند ... بخاطر خودش

Posted by Saghariii at 4:02 AM

October 25, 2010

این روزها ، این روزها ... امان از این روزها ... که نه تمام می شوند ... نه می گذرند ... نه بهتر می شوند ...

Posted by Saghariii at 10:02 PM

October 20, 2010

دلمان یک دل سیر می خواهد که دور هم بشینیم و باهاش بخندیم ...

Posted by Saghariii at 1:31 AM

October 19, 2010

دراز کشیدم رو به دیوار
دستانم مرا در آغوش کشیده اند
قطره اشکی بی گدار از چشمانم سرازیر می شود
همزمان با او آهی سرد از سینه اَم به بیرون رها می شود
فکرها این موقع که می شود تازه به سمتم حمله ور می شوند
آرامشم را می گیرند
دستانم همچنان دورم حلقه شدند و گاهگاهی اشک ها را از روی گونه اَم پاک می کنند
به خود می پیچم
در دلم دردی دارم
در دلم سوزشی حس می کنم
آهی می کشم
آهم هزاران غم دارد
آهم درد دارد
دردم درد دوریست
دردم درد تنهاییست
وجودم تو را التماس می کند
و آهم
عمق دردم را رسوا می کند ....

Posted by Saghariii at 4:32 AM

October 18, 2010

دلم از آن سکوت ها می خواهد ، از آن سکوت ها که کلی حرف دارد ، تو دستانم را میگیری و من گوش میدهم به این سکوت دل نشین که هر ثانیه اَش کلی حرف دارد و من را در آرامشش غرق می کند ....

Posted by Saghariii at 11:45 PM

October 17, 2010

از انتظار بدتر وجود نداره ...

Posted by Saghariii at 1:44 AM

یه تجربه هایی هر چند دردناک ( در زمان خودش ) ولی آنچنان درسی به آدم میده که آدم تا بمیره دیگه اون اشتباهُ تکرار نمی کنه ...

Posted by Saghariii at 12:09 AM

October 16, 2010

من دلتنگ آرزوهای دست نیافته نیستم ... دلتنگ آن آرزوهایی هستم که به دست آوردم ولی دَم دستم نیستند ....

پ.ن : دلم پیش تو احسان

Posted by Saghariii at 11:41 PM

October 15, 2010

نمی دونم چرا تو بعضی رابطه ها تا طرف ( چه دختر / چه پسر ) می فهمه دوستش داری و هر کاری حاضری براش بکنی به ازای هر یه قدمی که تو میری جلو طَرَف 10 قدم میره عقب ...

Posted by Saghariii at 11:34 PM

October 14, 2010

قربون آدم چیز فهم ... این روزها کاربردی ندارد چون چیزی که نداریم آدم چیز فهم است ...

Posted by Saghariii at 5:32 PM

October 13, 2010

بعضیا اصولا جزء شکستن دل آدمها کار دیگه ای بلد نیستن ....

Posted by Saghariii at 11:14 PM

October 12, 2010

دلم آرامش می خواهد ... حتی برای چند لحظه ...

Posted by Saghariii at 12:19 AM

October 11, 2010

اگر تو باشی ... دنیا برایم بهشت می شود ... بی تو ... من در جهنم روزگار محبوس می شوم ...

Posted by Saghariii at 8:32 PM

این روزها ...
این شب ها ...
هر جا که می روم دلم تو را التماس می کند ...
ذره ذره وجودم ... تک تک سلولهایت را فریاد می کند ...
این روزها ...
این شب ها ...
حتی چشمانم را هم که می بندم ...
تو را می بینم ...
تو را می بینم و دلتنگ تَرَت می شوم ...
دلتنگی های من برای تو ...
تمامی ندارد ...
زیاد و کم هم نمی شود ...
دلتنگی های من برای تو بی نهایت است ...
و من بی تو ...
دلتنگ ترینم ...

Posted by Saghariii at 2:14 PM

October 10, 2010

خسته تر از آنم که دلتنگی هایم را بروز دهم ...
من فقط یک گوشه می خواهم با یک سطل ...
می خواهم دلتنگی هایم را در آن بالا بیاورم ...
و گوشه دنیا برای خودم آرام نفس بکشم ...


بدون بُغض ...

Posted by Saghariii at 9:31 PM

شدت عشق با ضعف منطق رابطه مستقیم داره ...


پ.ن : معمولا ، بعضی وقتا ، شاید

Posted by Saghariii at 7:08 PM

October 9, 2010

گاهی یک نگاه یا یک عکس خودش گویای هزار کلمه است ...

Posted by Saghariii at 2:23 AM

October 8, 2010

دلتنگی یعنی زمانی که حتی یک نَفَس بدون بُغض نکشی ...

Posted by Saghariii at 3:20 PM

October 7, 2010

ایران تنها کشوریست که روزی هزار بار به همه چیزش فحش میدهی ولی طاقت 1 روز دوری از آن را هم نداری ...

Posted by Saghariii at 11:22 PM

October 6, 2010

صدای تیک تاک ساعت اَمانَم را بریده ...
خواب به چشمانم نمی آید ...
نشستَم گوشه اتاق ...
چهارزانو ...
دلتنگ و آرامُ خسته ...
صدای تیک تاک تنها ملودی شبهای من شده ...
بی خوابی ...
بی آرامشی ... بی ...
نشسته اَم ...
همه جا سکوت هست ...
سکوتی اجباری ...
سکوتی که صدایش در گوشم شبیه فریاد هست ...
این تیک تاک ساعت هم که ...
آرام نمی شود ....
چشمانم را می بندم ...
سعی می کنم نشنوم ...
هیچ را نشنوم ....
صدایت را به یاد بیاورم ...
که آرام آرام نیمه های شب در گوشم زمزمه می کرد ....
که آرام قصه برایم می گفت ...
دستانت که دور تا دورم بود ....
و نفس هایت که گردنم را نوازش می داد ...
به یاد دارم ...
که تو آرامش را در وجودم زمزمه می کردی ...
تو ...
تو نیستی این شبها ...
این تیک تاک ...
این روزها ...
خسته اَم کرده ...
دلم تو و آرامشت را می خواهد ...

Posted by Saghariii at 2:23 AM

October 5, 2010

دنیا پر شده از موجودات عجیب و غریب که خودشان را آدم می نامند ...

Posted by Saghariii at 11:45 PM