July 19, 2011

آدم گاهی خسته از روزمرگی ها، خسته از شلوغی های روزگار ... دوست دارد یک گوشه ای دنج برای خودش پیدا کند، فقط به کارهایی که دوست دارد فکر کند ... به تو ... به شیرینی بوسه ات ... و ... برای خودش ... بنویسد ... عکس بگیرد ... اصلا هر کاری که خودش دوست دارد انجام دهد ...

Posted by Saghariii at 6:16 PM

July 5, 2011

من
خسته
از دوری
از روزگار
از غربت

پناه آورده ام،
به تو
به آغوشت
به گرمای وجودت

آغوشت برایم،
یک دنیاست
وجودت برایم،
زندگیست

نگاهت برایم،
زیباترین تصویر خداست

Posted by Saghariii at 5:24 PM

July 3, 2011

بعضی وقتا آدم خسته است ... ولی از آن خستگی های خوب که لبخندی روی لب می آورد ...

Posted by Saghariii at 3:20 PM

July 2, 2011

همه کلافه ...
همه خسته ...
همه گوشه ای آرام نشسته ...
همه بُغض فرو خورده ...
همه مدت هاست از ته دل نخندیده ...
همه نالان ... همه پر از شکوه ...
همه صبور ... همه شکسته ...

بالاخره یه روز خوب میاد ... من می دونم ... تا آخر که دنیا روی همین لنگه در نمی ماند ...

Posted by Saghariii at 3:47 PM

July 1, 2011

دروغ گو ... قبلا دشمن خدا بود ... ولی حالا به خود خدا هم دروغ می گویند ...

Posted by Saghariii at 3:24 PM