June 30, 2013

هوای سرد٬ کنار بخاری٬ عطر تن تو٬ سرت را که گذاشته ای روی پایم و به خواب رفته ای.
نفس عمیق٬ لبخندی از لبخندت وقتی آرام و بچه گانه خوابیده ای ...
وقتی خوشبختی در خونم می دود ...
وقتی بودنت دلتنگی های دیگر را کم می کند ...
وقتی آرامشت٬ آرامم می کند ...
تو الهه آرامشم شدی ...

Posted by Saghariii at 11:19 AM

June 29, 2013

بعضی وقت ها بعضی حرف ها را نباید زد. باید سکوت کرد. باید گوش کرد٬ نگاه کرد و گذشت و فراموش کرد ...

Posted by Saghariii at 12:46 PM

June 28, 2013

بعضی آدمها٬ همان هایی که خیلی محکم هستند.
آنها هم می شکنند.
آرام و محکم می شکنند.
گوشه ای٬ بی سر و صدا.
بی آنکه کسی بفهمد.
بی آنکه کسی ببیند.
می شکنند و دیگر ... ه ی چ ...

Posted by Saghariii at 5:35 PM

June 27, 2013

یک استکان چای برای خودت میریزی.مینشینی کنار بخاری٬ پاهایت را دراز می کنی. لپ تاپت را روی پایت می گذرای. چشمانت را می بندی. نفس عمیق می کشی. صفحه ورد را جلویت باز می کنی. جمله های قبلیت را می خوانی. چند کلمه را عوض می کنی٬ یکی دو تا غلط پیدا می کنی٬ آنها را هم درست می کنی. می رسی به آخرین جمله. اینتر را می زنی و می روی سر خط ... | همین طوری جلویت می رود و می آید و تو محو تماشایش می شوی. نفس عمیق دیگری می کشی و انگشتانت را روی کلید ها می گذاری ...‌ | همچنان دارد چشمک می زند. لپ تاپت را می بندی٬ دراز می کشی٬ چشمانت را می بندی ... و در دنیایت غرق می شوی. دنیایی که نتوانستی آن را بنوبسی ولی می توانی ببینی ...

Posted by Saghariii at 5:32 PM

June 26, 2013

دوستت دارم فقط حرف نیست٬ یک تعهد هست. به احساس٬ به قلب٬ به وجود ...

Posted by Saghariii at 5:53 PM

June 25, 2013

Sometimes it feels like there are so many things in this world we can't control: Earthquakes, floods, reality shows. But it's important to remember the things that we can .. Like forgiveness, kindness, fresh starts. Because the one thing that turns the worlds from lonely place to a beautiful place is love. Love in any of its forms. Love gives us hope. Hope gives us new life.

P.S : From New year's eve movie

Posted by Saghariii at 8:01 AM

June 24, 2013

صبح که از خانه بیرون می رود و تو خوابی٬ لبهایت را آرام ببوسد...

Posted by Saghariii at 5:01 AM

June 22, 2013

یک زمانی می رسد که آدم دیگر نه گریه می کند٬ نه ناله٬ نه سخنی می گوید. آن هم زمانیست که دلتنگی هایش به اوج می رسد.

Posted by Saghariii at 5:34 PM

June 21, 2013

آدم يك جايي يك دفعه تمام مي شود، مي رود.
آرام آرام از سطح زمين، از خاطره، از ياد و از دست مي رود.
نه حسش نه جسمش نه روحش نه حتي نگاه يا خنده اش.
مثل قطره اي باران، مثل ياري، مثل احساسي,... يك دفعه مي رود ...

Posted by Saghariii at 9:09 PM

June 4, 2013

دیگه واسه دور همی های خانوادگی باید یه جا وسط دنیا قرار بذاریم همه بیان تا بشه همدیگرو ببینیم ... بعد یه کشوری که با پاسپورت ایرونی هم بهمون راحت ویزا بده٬ با این وضع دلار واسه کسایی که ایران هستن هم خیلی گرون نباشه. مثلا میشه ۲ ماه دیگه٬ تایلند٬ پاتایا٬ سر کوچه پاتایا ۸- طبقه سوم. به صرف شادی کنون فامیلی
همه دور شدن از هم ...

Posted by Saghariii at 6:09 AM

June 2, 2013

وقتی حتی دیگر هیچ نظری در مورد انتخابات نداری ...
هیچ احساسی نداری ...
وقتی دیگر نه می خندی٬ نه گریه می کنی٬ نه هیجان زده می شوی ...
نه از نوشته های طنزآلود دیگران خنده ات می گیرد نه غصه ات می گیرد ...
حتی دیگر فکر هم نمی کنی که ممکن است چه کسی رییس جمهور شود ...
حتی نمی توانی یک خط یا یک جمله کوتاه در موردشان بگویی ...
وقتی دیگر جوهرش تمام می شود ... و سفید می ماند ...
و تو ... فقط نگاه می کنی

Posted by Saghariii at 4:00 PM