July 31, 2013

چمدان پیچیدن یکی از کارهای عجیب دنیاست. وقتی می خواهی بروی پیش عزیز یا عزیزانت٬ لذت بخش ترین کار دنیاست و وقتی می خواهی از پش آنها بروی یا یکی از عزیزانت از پیشت برود٬ زجرآورترین کار دنیاست.

Posted by Saghariii at 9:45 PM

وقتی آشپزی می کنی بیاد از پشت دست بندازه دور کمرت و گردنت رو بوس کنه

Posted by Saghariii at 12:19 PM

July 25, 2013

بعضي وقت ها فداكاري بعضي از آدمها اينقدر زياد و بزرگ هست كه هيچ جمله اي، هيچ حرفي، هيچ كاري نمي تونه جبران اين همه زحمت و فداكاري باشه. شما دو نفر عزيزترين و بهترينيد هم واسه من هم سحر هم سمن، شما كه همه عشق و جووني و خوشي و زندگيتون رو بخاطر ما و براي ما گذاشتين. شما كه با اينكه من و سحر الان كيلومترها دوريم ازتون و بزرگ شديم و ازدواج كرديم بازم هميشه نگرانمونين و به فكرمونين و از راه دور هر كاري كه از دستتون بر مياد برامون انجام ميدين. اينقدر قلبتون بزرگ هست و مهربونيد كه شوهرامون هم واستون شدن بچه هاتون و همون قدر كه نگران ما هستين نگران سعيد و احسان هم هستين. شما دو نفر به ما عشق رو ياد دادين، زندگي رو ياد دادين، مهربوني رو ياد دادين، خوبي رو ياد دادين و راه زندگي رو نشونمون دادين. هر چقدر بگم بازم كم هست ... دوستتون داريم از صميم قلبمون و اميدواريم هميشه لبتون خندون باشه و تنتون سالم و سايتون بالاي سر ما. سي و هفتمين سالگرد ازدواجتون مبارك باشه بهترين ها

Posted by Saghariii at 4:26 AM

July 14, 2013

شعور از آنچه فكر مي كنيد به شما نزديك تر است.

Posted by Saghariii at 6:48 PM

July 7, 2013

آدم ها گاهي آنقدر به راحتي همه چيز را فراموش مي كنند، كه تو شك مي كني كه شايد آن چيزها اصلا وجود نداشته اند.
جز در خيال تو ...

Posted by Saghariii at 8:20 PM

July 6, 2013

وقتی تو هستی٬ ساعت ها زود می گذرند و صبح٬ زود شب می شود.
اما امان از وقتی که تو نیستی ...
این ثانیه ها٬ این دقیقه ها٬ این ثانیه ها نمی گذرند ...
هر ساعت٬ یک روز
هر روز٬ چند روز ...

Posted by Saghariii at 6:18 PM

July 3, 2013

عطر نرگس که می پیچه تو خونه ...

Posted by Saghariii at 12:47 PM

July 2, 2013

فقط «تو» می توانی آرامم کنی ...

Posted by Saghariii at 6:24 PM

خورشید٬ آسمان آبی٬ نسیم خنک٬ یک لیوان چای٬ در حال نوشتن ... هومممم

Posted by Saghariii at 6:28 AM

July 1, 2013

چطوری می شود آدم یک فیلم را ببیند بدون آنکه در آن فرو رود‌ ؟ بدون آنکه با شخصیت ها بخندد٬ با آنها گریه کند و وقتی فیلم تمام می شود بلند شود و برود دنبال زندگی خودش ؟ برای من عجیب است. من تا ساعتها به فیلم فکر می کنم٬ به تک تک شخصیت ها٬ کارها٬ حرف ها٬ احساس ها. بستگی به فیلم دارد گاهی شاید حتی چند روز فیلم من را درگیر خودش کند و نتوانم از فکرش بیرون بیایم. بعضی فیلم ها خیلی ناراحتم می کند٬ حتی شاید بیشتر از شخصیت های اصلی اشک بریزم. با بعضی فیلم ها می خندم٬ بلند بلند. هیجان زده می شوم٬ شاد می شوم٬ ناراحت می شوم و عصبانی می شوم. یکی از شخصیت های فیلم را می گیرم و برای مدت زمانی که فیلم را می بینم جای او را می گیرم. فقط فرق من با شخصیت فیلم این است که شخصیت فیلم بعد از که فیلم تمام شد دنبال زندگی اش می رود ولی من تازه چند ساعتی٬ چند روزی بعد از تمام شدنش درگیری فکری دارم. شاید برای خیلی ها خنده دار باشد ولی خوب این منم و شاید خیلی های دیگر ...

Posted by Saghariii at 5:19 PM