January 29, 2014

قورباغه در برکه مُرد به امید اینکه شاید روزی نیلوفر آبی هم به او بگوید دوستش دارد.

Posted by Saghariii at 7:09 AM

January 20, 2014

آدم اند دیگر٬اینقدر عاشق می شوند که لحظه ای هم نتوانند از هم دور شوند و بعد اینقدر بهم نزدیک می شوند٬که دیگر همدیگر را نمی بینند.

Posted by Saghariii at 1:21 PM

January 10, 2014

همیشه قصه از یک جا شروع می شود. از یک نگاه٬ از یک لبخند٬ از یک پیغام٬ ... راستش شروع شدن قصه اینقدر ها مهم نیست. نه که اصلا مهم نباشد٬ مهم هست ولی نه به مهمی پایان قصه

Posted by Saghariii at 4:35 PM

January 3, 2014

یک وقت هایی دلت از دست خودت می گیرد. اینکه آدم در زندگی اشتباه کند یک امر طبیعیست ولی اینکه آدم یک سری اشتباهات را چند سالی یک بار انجام دهد٬ این طبیعی نیست. این است که درد دارد و باعث می شود آدم دلش از دست خودش بگیرد. اینکه خودت نقطه ضعفت را می دانی و می گذاری آدم ها به آن دست پیدا می کنند٬ می گذاری تا آدمها انگشتان را بکنند نیزه و در آن فرو می کنند. اینکه خودت را می شناسی ولی بعضی وقت ها نمی توانی خودت را کنترل کنی٬ به هر نحوی٬ به هر دلیلی شرایط را برای آسیب رساندن به خودت فراهم می کنی. این ها درد دارد. این ها آدم را از خودش ناراحت می کند. باعث می شود از خودت دلخور شوی. کسی که در این کار مقصر اصلی هست خودت هسی و بس. دلت می خواهد خودت را دعوا کنی ولی دعوا کردن هم دردت را دوا نمی کند. خودت را تنبیه می کنی ولی باز هم فایده ای ندارد. جای زخم بعضی وقت ها یکی دو روزه آرام می گیرد ولی بعضی وقت ها خیلی می سوزد و به این زودی ها خوب نمی شود. شاید تا سال ها جایش درد بگیرد و هر باری که درد می گیرد تو باز از دست خودت دلخور می شوی. چون خودت و فقط خودت این بلا را سر خودت آوردی.

Posted by Saghariii at 5:53 AM