July 3, 2014

مي گفت
دلش جايي جا مانده.
يادش مي آمد.
يك روز صبح
به وقت دلتنگي
حوالي تنهايي
ميان غصه هايش
تو را ديد،
وقتي تو خنديدي،
همان لحظه،
دلش ميان خنده هايت جا ماند.

Posted by Saghariii at 11:08 AM