Comments: سکوت ...

هر از چند گاهي مي آيي ... گاهي مي ميري ! گاهي دستانت د ر دست كسي و بدون سخن حرف مي زني ! گاهي عصبي هستي .... گاهي گروهي بز در شهرتان بمب گذاري مي كنند ... خدا لعنتشان كند و ....

چه غلطي مي كني :دي

Posted by amin at April 13, 2008 9:14 AM

سلام.
سال نو مبارک .
موفق باشی .

Posted by Bahman at April 13, 2008 10:44 AM

مهمتر اينه كه اينهمه هم دروغ مي گن...10 نفر كشته شدن؟؟؟

Posted by fati at April 13, 2008 11:00 AM

طبق فرمايش شما با انوشه تماس گرفته شد متاهل تشريف داشتن
لذا اين آرزو واقعا محال شده!

Posted by نوسانگر at April 13, 2008 6:19 PM

واقعا بزدلن

Posted by Heaven Searcher at April 13, 2008 7:39 PM

حرف حساب جواب نداره

Posted by دزدکی at April 13, 2008 9:07 PM

دوز رومانتيسمش براي من يكم زياده :-)

Posted by Bingala at April 14, 2008 12:33 AM

شايد اگه همه مثه من و تو اين سكوت رو دوست داشتن
اون وقت هيچ وقت نمي شكستيم
و يا با ترس از شكست
ثانيه هاي زندگي را تنها رها نمي كرديم
در صفحه ي خاطرات
شايد كمي عشق هم به آنها اضافه مي كرديم
اي كاش همه اين جوري بودن

Posted by عقرب تنها at April 15, 2008 5:34 PM

نوشته جات آشنایی داری . فرصت دیدن آرشیو نبود .


به نظر شکوه ها هم به گوش خدا نمیرسه این روزها . کاش مشغول خلقت مردمی بهتر از ما باشه .

Posted by پوتین at April 15, 2008 9:08 PM

نوشته هات باحال بود...یعنی یه جورایی تیپش مثه خودم بود...اگه خواستی سر بزنی بگو تا لینک بشوی عجیجم...:دی
سایتتم خوشکله ها......پروفایل 360 هم همینطور و اون پست مردم...مردی...مرد...:دی

Posted by توت فرنگی at April 16, 2008 12:49 AM

قابلی نداشت///
حیف که هر از چند وقت از این جور اتفاقهای بد میوفته و اینبار اونجا...

Posted by Jozeph at April 16, 2008 7:03 PM

بابا كجا هستي پيدات نيست ؟

سال نوت مبارك همشهري .

يه سري هم به ما بزن ، دلمان پوسيد در اين غربت...

Posted by كاهوسكنجبين at April 16, 2008 8:12 PM

اين ها رفتني ست.. اين راه هم دوست بدار!!

Posted by داستانک at April 16, 2008 8:23 PM

راست میگی،واقعااااا مرگ هم براشون کمه ...
پست قبلیت خیلییی قشنگ بود:))

Posted by مرضیه at April 16, 2008 8:47 PM

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که قبل از هر فریادی لازم است!
و ندایی که به من می گوید صبح نزدیک است!

////////////////////

سلام
مطالبتون زيبا و بر آورده از احساستونه/ كه همين به زيبايش اضافه مي كنه/
موفق باشيد

هميشه موفق و شاد و عاشق باشيد

Posted by maral at April 17, 2008 7:48 AM

حالا شما خودشو ناراحت نكن :دي
از كجا معلوم منفجر كردن آخه ؟؟

Posted by diis_ignotis at April 17, 2008 5:14 PM

بعد از آن مردن ها.. حالا با دستان يار بيدار گشتي.. زنده گرديدي :)

Posted by khosh-khat at April 18, 2008 4:08 PM

سکوت دوست داشتنی.. تجربه اش کم تکرار می شه

Posted by Shaghayegh at April 19, 2008 2:29 PM

يه ديالوگ داره پالپ فيكشنفزماني كه اما تورمن و تراولتا تو رستوران خرگوش حقه باز نشستن...
تورمن: من اين سكوت رو دوس دارم.تنها تو اين مواقع كه با چرت و پرت گفتن حوصله هم رو سر نمي بريمه كه ميفهمي طرفت ارزشش رو داره...(البته اين مفهومه ديالوگ بود)

Posted by مازیار at April 19, 2008 9:21 PM

میدانی تا حالا هیچ کسی نتونسته نگاهی که تو برمن داشتی را داشته باشه.. سکوتی که تو داشتی..

Posted by سارا at April 20, 2008 11:12 AM

منم باهات موافقم مرگم واسشون كمه......اون پستت كه نوشته بودي نامردي ناراحتت ميكنه يه جورايي حس كردم متن و خودم نوشتم.....موفق باشي.

Posted by dokhtar bahaar at April 21, 2008 2:37 PM

سلام دوست خوبم ...

خيال دلكش پرواز در طراوت ابر
به خواب مي ماند.
پرنده در قفس خويش
خواب مي بيند ...


هميشه شاد و مهربان باشي ...

Posted by afaryneh at April 23, 2008 1:47 PM

تبادل لينك اگه مي كني برام پيقام بزار

Posted by شاهین at April 23, 2008 2:41 PM

بهت لینک دادم ساغر جان...

Posted by قره قوروت at April 23, 2008 3:05 PM

.... ... .... صدای تو خو ب است.

Posted by momo at April 23, 2008 10:28 PM

نه! بي صدا مي خنديد زير پوستي

Posted by me! at April 25, 2008 5:46 PM

یه وقتایی دوست دارم داد بزتم بهت بگم خیلی قشنگ مینویسی
2 یا 3 سال هست همیشه به اینجا سر میزنم

Posted by باربد at April 25, 2008 11:33 PM

سلام.
مي دوني چرا اون سكوت رو دوست داري؟ دليلش اينه كه اين تنها حقيقتيه كه وجود داره!
آره سكوت! كه فقط تو سكون و آرامش مي توني پيداش كني :)
خيلي جالبه كه سكوت رو دوست داري!
اكثر آدمها فقط مي خوان حرف بزنن و از سكوت بدشون مياد...!

Posted by آزاد مرد at April 26, 2008 1:41 PM

همه دلتنگ عزيزي هستند

Posted by shiva at April 27, 2008 12:15 AM

نميدونم ببخشيد من اينجا كامنت گذاشته بودم ولي حالا نيست
كي با من دشمنه دستش بالا

بيخيال

دوست ميخواي خوب اولبايد بگي براي چي
يه عده دوست ميخوان براي دردو دل يه عده دوست ميخوانبراي زندگي يه عده دوست ميخوان براي تفريح

من دوست ميخوام براي اارامش
و تو براي چي

حالم اين روزا خوب نيست چرا هيشكي متوجه نميشه واين بيشتر احوالموبهم ميريزه

Posted by یه مهربون at April 28, 2008 9:34 AM

پارگراف اول رو چقده دوست داشتم

Posted by ییلاق ذهن at April 29, 2008 1:23 AM

سلام ساغري ممنونم شيرينيش حالا بماند
جايي دوري نيستم همون دور رو ورام شيرازم پيش خودتون

Posted by mahsa ganji at April 29, 2008 9:42 AM

man ke konkooriam vase in bye bye dadam oon var too flicker
kam be ma sar mizani in var(!)refighe ghadimi
!!

Posted by h.sh acacia at May 1, 2008 4:16 PM

یک دوست کافیه!؟ :)

Posted by داستانک at May 3, 2008 12:42 PM

سلام ....

Posted by هیچستانی at May 3, 2008 2:08 PM

سلام . منو میشناسی ؟ برام تو فلیکر نظر دادی دیدم وبلاگ هم داری اگه دوست داشتی این هفته تو برنامه سایتت رو معرفی کنم . خبرشو بهم بده .

Posted by SHIVA at May 7, 2008 12:03 PM

آپم مثالا.

Posted by [هیچستانی]مهدی پارسی at May 9, 2008 6:25 AM

مربوط به پست بالا:
شما سريعا موبايلتون رو براي بنده ارسال كنين تا در اسرع وقت به تقاضاتون رسيدگي بشه!
با تشكر :))

Posted by سهند at May 12, 2008 5:41 PM

سلام با تاخير ،حرف شما رو تا ييدمي كنم ...

Posted by pupak at May 16, 2008 1:39 PM

با سلام

با توجه به برگذاری اولین مجمع عمومی کانون وبلاگ نویسان شیراز در تاریخ چهارشنبه 8/3/1387 ساعت 11:00 صبح در باغ مهر جوان از شما دوست محترم شیرازی دعوت می‏شود در این جلسه حضور به هم رسانید و با بیان نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود ما را در ادامه‏ی هرچه بهتر راهی که آغاز کرده‏ایم یاری فرمائید.

1. کانون وبلاگ‏نویسان شیراز در آغاز با نام اختصاری "وبانه" در سال 1383 تاسیس شد و جلسات ماهانه آن با حضور تعدادی از وبلاگ‏نویسان شیرازی برگذار میشد. با توجه به عدم وجود اساس‏نامه و تقاضای اعضاء تصمیم بر ان گرفتیم که وبانه را در سازمان ملی جوانان به عنوان یک سازمان مردم نهاد ( NGO ) ثبت نمائیم. این امر از نیمه‏ی سال هشتاد و شش اغاز شد و اکنون که در آستانه‏ی اولین مجمع عمومی کانون قرار داریم، وبانه با نام "جمعیت جوانان زیتون" در سازمان ملی جوانان به ثبت رسیده است.

2. هدف کانون در دو شاخه‏ی اصلی تعریف گردیده، اوّل کمک به ارتقاء سطح وبلاگ نویسی و گسترش دنیای مجازی و دیگری همیاری وبلاگ‏نویسان محترم شیرازی در انجام امور اجتماعی.

3. در این موارد با کمک شما و سازمان بهزیستی و همچنین دفتر کمک‏های سازمان ملل متحد "یونسکو" امیدواریم که نقشی موثر در جامعه ایفا نمائیم.

4. برای سرعت بخشیدن و ایجاد نظم وبانه به چند بخش کوچک‏تر تقسیم شده.

1. بخش پارس شناسی و گردشگری

2. بخش اجتماعی

3. بخش زنان

4. بخش فرهنگی

5. بخش مذهبی

6. بخش ادبی

7. بخش هنری

که عضویت وبلاگ نویسان شیرازی در هر بخش، چندین بخش و یا همه‏ی بخش‏ها با توجه با علاقه‏ی آنها امکان پذیر است.

در پایان از شما دوست گرامی خواهش‏مندم با اعلام حضور خود در سایت وبانه یا ارسال پیام به پست الکترونیک webaneh@gmail.com ما را در برنامه ریزی بهتر مجمع عمومی یاری فرمائید.

Posted by کانون وبلاگ نویسان شیراز at May 22, 2008 12:40 PM

يك دوست مي خواهي؟
بدون كامنت؟
مدعي زياد است.
ببين كسي هست كه روبرويت بنشيند و آنقدر به تو زل بزند تا اهلي شوي...؟

Posted by آزاد مرد at May 30, 2008 3:43 PM

سلام دوست عزيز وبسایت پر محتواي داريد آيا مايليد با هم تبادل لينک داشته باشيم ؟
در صورت مايل بودن لينک ما را با نام اخبار ایران در وبسایت خود اضافه کنيد
با تشکر

Posted by محمد at September 29, 2008 3:04 PM

دلم گرفته نشانی یه دوست رو از مدتها پیش توی کامنتت دیدم اومدم ببینم باز هم برات چیزی نوشته یا نه ....انگار تو رو هم فراموش کرده...اگه دیدیش بهش بگو دلم گرفته

Posted by مرده at February 4, 2009 4:17 PM
Post a comment









Remember personal info?