Comments:

حالا خودت بگو آدم چشش عفونت كنه بهتره ...
يا اينكه باباش از خونه ببرتش بيرون و بدش بودنه اون برگرده .

Posted by FreeLife at July 11, 2004 11:41 PM

خوب ببين ساغر اگه بخواي به اين مسئله فكر كني كه پرپر ميشي اين چيزيه كه از قديم الايام بوده و هست و خواهد بود! اگه نباشه كه چيزي به اسم طبقات جامعه بوجود نمياد!!!!!.....چشت چطوره دخترو؟

Posted by ماهي دودي at July 12, 2004 12:41 AM

سلام
اصل احوال؟
بابام جان زياد نگران نباش !!
فكر اون چيشت باش كه يهو نچاد بدتر بشه
به نظر نمي رسه اشك ريخته باشي ، ولي اگرم بريزي بد نيست ؟؟!! نگراني بدون اشك مزه نداره !!
باي

Posted by Amirabadi at July 12, 2004 6:04 AM

اي قربون اون قلب نازك و برگ گل تو برم ...:))

راس ميگي ... ديروز اتفاقا با يه عزيز دلي بحث همين چيزا بود من گفتم به ا ينا نبايد پول داد چون گدا پروري هست ...اما اون نازنين حرفاي شما رو ميزد

Posted by amin at July 12, 2004 7:19 AM

سلام.وب خوبی دارید.خوشحال میشم یه سر به من بزنید.مرسی

Posted by منصور at July 12, 2004 10:02 AM

سلام ساغر خانمی خیلی خوشحالم که باز سالم برگشتی ... خیلی ناراحت شدم همه مشکلات سر ب توجه های پدر مادراس

Posted by مسافر هتل کالیفرنیا at July 12, 2004 10:55 AM

salam
hamash too fekre hamido amsalohom hasti ke hichi azat baghi namoonde va dari be omide khoda kam kam mitaraki
((((((((((((((((:
Ciao

Posted by mamal at July 12, 2004 2:11 PM

سلام !
خيلي آرمانيه !
موفق باشي
صدر

Posted by sadr at July 12, 2004 2:45 PM

همين مونده بود تو طرفدار حقوق بشر بشي

Posted by kami at July 12, 2004 6:08 PM

خيلي بامزه مينويسي.

Posted by naeem at July 13, 2004 1:41 AM

آدم فقط با ديدن همچين افرادي افسوس ميخوره!:(

Posted by علی at July 13, 2004 9:03 AM

Cheghad khashen va dard nak adam ghashang HaNg mikone

Posted by Harry Potter at July 13, 2004 11:26 AM

تو هم كه حساس ! نازي . ساغر همينه ديگه مگه روز اولته تو اين شهر زندگي مي كني ؟

Posted by الهام - بی نام at July 13, 2004 11:54 AM

شايد!!!

Posted by NoBody at July 13, 2004 1:24 PM

اين قصه سر دراز داره...

Posted by امیرطلا at July 13, 2004 3:30 PM

چشمت بهتر گل گلي؟؟؟ مي فهمم چي ميگي آدم صبح كه از در خوونه مياد بيرون بايد غصه 1000 نفر رو بخوره.. ولي يه روزهايي به خودم ميگم اي بابا كي غصه من و بخوره؟منكه بيشتر غصه خوردن دارم!!اونا حداقل يه ننه بابايي دارند!!

Posted by jeenous at July 13, 2004 4:33 PM

salam saghare aziz khoobi mnam khoobam man aslan bavaram nemishe to site zade bashi:O:D:P man bade modathaaaa on shodam va bad az modatha raftam be webloge ghadimiye to ke didam oonja neveshti site zadi:O kop kardam badesh ke oomadam inja kheyli khoshhal shodam omidvaram hamishe khooooooob bashi age kari ham dashti email man hastesh vasam mail bezan ghorbanat byeeeeeeeeeeeeee:X:*=;

Posted by goozefil at July 14, 2004 7:39 AM

بد درديه اين پيري:)

Posted by زهرا at July 14, 2004 5:34 PM

ساغر اسموتو عوض كن بزار ژيان/// هر روز يه باكيته.... نمي ميريم زور دتر از دستت خلاص بشيم... در ضمن شما زياد فك نكن.. نيس ضعيفي فردا پس فردا مياي ميگي مغزم عفونت كرده... تا بوده نبوده همين بوده... يه نفر همه چي رو با هم ديگه داره.. يه نفرم همه چي و با هم ديگه نداره... زندگيه ديگه...

Posted by رضا موتوری... at July 14, 2004 8:53 PM

سلام / ميگم شما كسي رو سراغ ندارين يه خورده به من توي طراحي وبلاگم (طراحي قالبش) كمكم كنه؟! / اگه بتونين كمكم كنين خيلي ممنون ميشم / اگه دوست داشتي به ما هم يه سري بزن / يا علي

Posted by Amir at July 14, 2004 11:15 PM

(من از شادي و درد ...
سر در آوردم ، ...
گل خورشيد را اما ...
هرگز ندانستم ...
كه ظلمت گردان شب ...
چه گونه تواند شد ! == شاملو )
(....
تاحالا شده صداي نفس نفسي رو از پشت سرتون بشنوين ؟ ولي هيچ كسي
در نزديكي شما نيست ! تا حالا شده صداي پايي رو از پشت سرتون بشنوين
و با تمام تواني كه دارين از محدوده دور بشين ؟
تاحالا تماس نفس هاي گرمي رو پشت گردنتون احساس كردين ؟! ....)
داستاني با عنوان « سايه اي در پشت سر ! »
براي خوندن داستان به آدرس زير مراجعه كنيد :
http://databus.persianblog.com

Posted by Virus at July 15, 2004 12:00 AM

سلام:

من از طريق وبلاگ ESIN3M با سايت شما آشنا شدم. شما هم جالب مينويسيد.

من همين الان تو وبلاگ ESIN3M نظر گذاشتم و آمودم اينجا

واقعا فقر و فساد داره تو ايران مشكل به وجود مياره و داره ايران رو خراب ميكنه .

و به شما تبريك ميگم به خاطر اين روح لطيفت

(اگر من اشتباه املاء داشتم يا نگارشی ببخشيد )

Posted by persiankitty at July 15, 2004 12:37 PM

سلام ساغر جون خوبي يا بهتري؟؟؟؟
چشمت بهتره؟؟؟
عزيز جون اصلاُ به اين مسائل فكر نكن چون هيچ كاري ازت ساخته نيست جز غصه خوردن آخه يكي دوتا كه نيستن)):

Posted by zahra joon at July 15, 2004 2:24 PM

سلام ساغر عزيز خيلي لطف كردي كه برام پيغام گذاشته بودي من اون عكس رو از يك وبلاگ كه الان اسمش يادم نيست برداشتم وبلاگت را خوندم قشنگ بود مخصوصا قسمت اينه و شعر 4 ام تير خيلي به دلم نشست موفق باشي فقط همين

Posted by Mohammad R at July 15, 2004 4:07 PM

همه به ائنجا خلدبرين مي گن . فكر نكنم اسم اصليش چيز ديگه باشه
من هم دلم واسه همين سوخت .... بي چاره

Posted by امیر at July 15, 2004 4:52 PM

تو هم حساسسسسسسسسسسسسسسسسسس

Posted by ur love ;;) at July 16, 2004 4:06 PM

همچين ميگه انگار اين چيزا بار اول هست كه ميبينه بابا حالا درسته كس خل هستي ولي فكر كن يكم

Posted by kami at July 16, 2004 4:11 PM

دنياي غريبي است

Posted by gharibe at July 17, 2004 11:33 AM